ریوایس ریوایس .

ریوایس

«باز هم از زبان لرها»3

به نام خدا

چندتا دیگر از واژه های لری در زبان های لاتینی خصوصن «انکلیزی».

در ملایری میگویند:«گی مِنَ» یعنی «نوبت من است»؛ «بازی نوبت من است»؛ فرای معنای منفی که در معنای «گی» در زبان انگلیسی وجود دارد؛ «گیم» گفته شده همان «game» انگلیسی خودمان است. که معنای «بازی» و «نوبت» را میدهد؛ البته رفقا دقت کنند «game over » نشوند.

باز دوستان لر میگویند: «ویرَتَ را جا بیاور» و یا «به کار ویر بدی» به معنای «حواست را جمع کن ؛دقت کن»؛ این واژه میرود در لاتین دور میزند و در انگلیسی میشود«aware» به معنای حواس ، هوش ، دقت، آگاهی.

 این هم 3 مجموعه از زبان دوستان با صفای لر ، خودش میطلبد برای یک مقاله ی isi که کلی باهاش پز داد و پول درآورد. 



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۱۶ مرداد ۱۴۰۰ساعت: ۰۵:۱۷:۴۲ توسط:حسن موضوع: نظرات (0)

یک حرف متناقض و عجیب.

به نام خدا

از توی بالاترین جای ساختمان 4 طبقه، پشت پنجره ، پهلوی فن کویل خیلی گرم و کوک، نشسته روی صندلی نرم و گرم؛ داشتم فکر میکردم این برف که به این خوبی می یاد و ما هم کلی صفا میکنیم و استفاده میکنیم ، برف بازی میکنیم ،بلوار(به قول مشهدی ها که در خیاباناشان نوشتن بولوار)میریم و... خیلی ها این برف دشمنشان است. خیلی کار و کاسبیشان با این برف به هم میخورد. یک روز که به خاطر برف تعطیل میشودخیلی ها آن روز نمیتوانند پول دربیارن و بیکار میشن. خلاصه هرچی در این دنیا یک ضدی دارد ولی اگر برف نیاد از تشنگی تلف میشیم ؛ خلاصه خیلی چیزا باید فدای چیزای دیگر شود....



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۱۶ مرداد ۱۴۰۰ساعت: ۰۵:۱۷:۴۰ توسط:حسن موضوع: نظرات (0)

یک کلمه از لسان لری 2.

به نام خدا

داشتم فکر میکردم که در زبان لری چه کلمات دیگری وجود دارد که در زبان انگلیسی و پهلوی مشترک است به کلمه ی «سیل» برخوردم؛ 

به عنوان مثال: «سیل کن»: یعنی نگاه کن و در زبان فرنگی میبینیم که : SEE 

از یک ریشه و یک منبع هستند. در هر صورت در زبان لری ملایری خیلی کلمات دیگر هم میتوان پیدا کرد. حوصله خیلی میخاد.



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۱۶ مرداد ۱۴۰۰ساعت: ۰۵:۱۷:۴۰ توسط:حسن موضوع: نظرات (0)

سخنرانی یک استاد در مسجد جامع شهر.

دیشب زمان نماز مغرب و عشاء بعد از نماز در مسجد جامع همدان یک روحانی خوش ذوق با صدای خیلی گیرا به بالای منبر (یک صندلی) رفت و شروع به سخنرانی کرد البته ایشان روشن دل هم بودند. 

القصه این را شنیدم که گفت: انسان 3 بعد دارد؛

 1- فرشته و ملکوتیت - از فرشته بالاتر هم میتواند باشد.عقل

 2- حیوانیت و ماده - از حیوان هم میتواند بالاتر باشد. غریزه

 3- خیال و شیطانیت- از شیطان هم میتواند بالاتر باشد. خیال




برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۱۶ مرداد ۱۴۰۰ساعت: ۰۵:۱۷:۳۸ توسط:حسن موضوع: نظرات (0)

نوشته های خیلی ناشیانه؟

به نام خدا

کمتر برای فردی پیش می آید که یک نفر همیشه در فکر آدمی باشد و با حضور «نبودنش» دائم در ذهن باشد. یک برزخ بزرگ برای آدم پیش بیاد و نتواند کار کند. اصلا نه راه رو به جلو داشته باشد و نه رو به عقب. همگی پل ها خراب شده باشند. خیلی سخت و طاقت فرساست. حتا گاهی آدم خون دماغ میشود. اصلا خیلی از دردها و رنج ها را نمیشود تعریف کرد، یا به همه کس گفت؛ جزو «مگوهای» آدمی است. خیلی از دردها را دور از گوش شما انسان باید با خود به گور ببرد. برای هیچ کس نباید عنوان کند و هی حرص بخورد و هیچ نگوید و هی دم نزند. شاید هر کسی این تجربه را داشته باشد کسانی میتوانند این درد را بچشند که تجربه این را داشته باشند. خداوند به همگان صبر جمیل عطا کند.





برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۱۶ مرداد ۱۴۰۰ساعت: ۰۵:۱۷:۳۷ توسط:حسن موضوع: نظرات (0)

یک کلمه از زبان لری.

به نام خدا

زبان لری با اینکه زبان مردمان ساده و باهوش و سرحال است ولی فنی، قوی و دارای استرس های خاص خود است. یکی از لغاتی که در زبان پهلوی ایران است و در زبان لری (البته لری ملایری= لر فرنگی) هم به چشم میخورد؛ لغت «دامون» یا همان «down» به معنای پایین است. که هم در زبان خارجه است و هم در زبان قومیت های گذشته ایران.



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۱۶ مرداد ۱۴۰۰ساعت: ۰۵:۱۷:۳۴ توسط:حسن موضوع: نظرات (0)

یک شب قرآنی و رویایی.

به نام خدا

ساعت پنج و ربع عصر به همراه «عمو حجت» از سرکار با سرویس کارمندان رفتیم بیرون. ترافیک چراغ قرمز که 20 دقیقه طول کشید، پایین تر از پل چهارراه عباس آباد پیاده شدیم. از حجت که خداحافظی کردم پیاده تا میدان همه جا را دل سیر دید زدم. در مسجد جامع  نماز را خوانده بودند و شیخی بر بالای منبر وعظ میگفت و خدا را به بخاری تشبیه میکرد و .....

در شبستان دیگر که جلسه قرآن برگزاری میشد؛ از درون صحن بیرون و ستاره ها چقدر خوب معلوم بودند و من اصلا روی زمین نبودم. حاج آقا دهقان وقتی وارد میشود جلسه داغ داغ میشود. واقعا معلوم است که استاد است. جلسه 8و ربع شب به پایان رسید و چه خوش ماند و چه خوش ماند. گوشه ی جلسه غایم شده بودم تا حاجی مرا نبیند. نمیدانم چرا خجالت میکشیدم. آخر جلسه حاجی ناراحت شد و گفت چرا گوشه مینشینی بیا در معرض دید.

از خصلت های این مرد نمیدانم چه باید بگویم که محضرش گرم و گویا جهانی در گوشه ای نشسته اند. دیروز اصلا جزو عمرمان حساب نشد.



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۱۶ مرداد ۱۴۰۰ساعت: ۰۵:۱۷:۳۳ توسط:حسن موضوع: نظرات (0)

آهنگ سکوت در برف و سحر

به نام خدا

با اینکه سکوت در جوهر موسیقی چه کاربردهایی دارد کاری ندارم. اما همیشه مادرم اشاره میکند که دو نوع سکوت خیلی شنیدنی هستند یعنی جزو طبیعت است.1- حتما دقت کرده اید وقتی که برف میبارد سکوتی عجیب همه جا را فرا میگیرد. با اینکه شهر شلوغ است ولی انگار صداها را کم کرده اند. گویا شاعری آلمانی هم به این مسئله اشاره دارد. گویا آسمانیان میخاهند مطالبی را در گوش انسان ها فرو کنند. هرجور شده ؛ ما که حال و حوصله نداریم. 2- وقتی که سحر شده و زمانی به اذان صبح باقی مانده : مادر میگوید سرتان را از پنجره بیرون کنید و این صداها را بشنوید. گویا در سکوت سحر به گوش انسان ها مطالبی را در میان میگذارند. خوش به حال آنها که خیلی خوب میشنوند.

مدتی بود تقریبن 2 سالی که در همدان چنین برفی نیامده بود. خیلی عالی، خیلی خوب. به شاعران و دوستان خوش طبع باید تبریک گفت. خوب الحمدالله که سد هم پر آب شد و ما نیازی به غم کشیدن برای اینکه کم آبی است نداریم. بعد از مدت ها پاروکردن حسابی  با برف - دیشب- داشتم و برف های درب خانه را حسابی با پارو جاروب کردم. الحق دیگه سن دارد بالا میرود و چه زود خسته میشویم. ان شاء الله خیر است.



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۱۶ مرداد ۱۴۰۰ساعت: ۰۵:۱۷:۳۱ توسط:حسن موضوع: نظرات (0)

نمایشگاه کتاب همدان 28 آبان 92

به نام خدا

نمایشگاه کتاب همدان هم بعد از چند سال افتتاح شد. بماند که کدام انتشاراتی ها و با چه نیتی  و تعداد کتاب هایشان و با چه عناوینی. خدا بده برکت بن کتاب هم که آنلاین میفروشن. کلا 40درصد تخفیف میخورد. خوشبختانه اکثر کتب یا بازاری و یا سیاسی و سرگرمی و کمتر علمی. نویسندگان بزرگ هم در محل تجمع اهل قلم با کت و شلوار و عطر و اتو نشسته اند. خانم ها هم که با کلی «بزک» و پوشش های مناسبتی و غیره حاضر شده اند. مجری سالن هم سعی در ارائه بهترین صدا و شهوانی ترین آن است. با «مهرداد غلامی» که با دمپایی آمده بود به نمایشگاه رفتیم . سرو وضعمان به «اهل کتاب» نمیخورد. صورت زخمی و خط برداشته، گوش های شکسته، کاپشن و پیرن چرک، ته ریش بلند، سرماخورده، بلندگو غورت داده وارد نمایشگاه شدیم. کسی که بن کتاب میفروخت اول ترسید و چون کارت شناسایی نداشتیم؛ بن به ما نداد. گفتم برای همه اینجوری یا با ما: جواب نداد. شاید اگر جواب میداد، «ضرب» میشد و از «شتم» خبری نبود. خلاصه دوری زدیم و از آنجا که مفت خر هستیم: مجموعه کتاب های بوعلی سینا (نزدیک 11 جلد روغنی و با کلاس) را 17 هزار تومان خریدیم؛ قیمت سال 83. از «خشایار حدیدچی» که در این شکار بزرگ یاریمان کرد کمال تشکر را باید نمود. خدا همگی را اجر و هدایت نماید. این بود اولین دیدار حقیر از نمایشگاه کتاب همدان.



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۱۶ مرداد ۱۴۰۰ساعت: ۰۵:۱۷:۲۸ توسط:حسن موضوع: نظرات (0)

گوشه «راک عبداله»

به نام خدا

گوشه «راک عبداله» در دستگاه ماهور خوانده میشود. این گوشه نشانگر تاثیر پذیری موسیقی ایرانی از تعذیه است. در تعزیه برای اجرای نقش «عبداله بن حسن(ع)» از این گوشه استفاده میکردند. راک گوشه دلپذیری است البته برای اجرای آن هم باید صدایی جانانه داشت. چند شب پیش که شب خواندن عزای عبداله بن حسن بود به طور ناخوداگاه یا خودآگاه «حاج محمد آزادجو» با ماهور شروع کرد. این کار برای حاجی ما و مخاطبینش کمی عجیب بود چون حاجی اکثراً با «نوا» شروع میکند و برای من عجیب به یاد رابطه «عبداله بن حسن» و «ماهور» و «گوشه راک» عبداله افتادم . برای«رضا عزیزی»پیامک زدم و به او هم گفتم.

به کربلایی عزیزی گفتم حاجی کمتر دشتی و چهارگاه بخوان اینها دیگر نخ نما شده ؛ سعی کن از «افشاری» «نوا» برایمان بخوانی.




برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۱۶ مرداد ۱۴۰۰ساعت: ۰۵:۱۷:۲۷ توسط:حسن موضوع: نظرات (0)