ریوایس ریوایس .

ریوایس

استاد «سعید پور عظیمی»

به نام خدا

امروز موفق به دیدن آقا سعید پور عظیمی در محل کار شدم. چقدر خوشحال شدم.  به هر روی جواهری را مفت و مسلم به دست آوردم و از محضرش بهره ها بردم. از بزرگان برایم گفت. وقتی صحبت میکند راستی را در چشمانش میشود دید. چقدر چشمان با حیایی دارد. او را به جد میتوانم بگویم که از سرمایه های همدان هست و خواهد بود.؛ وقتی صحبت میکند با تمام توان و عشق حرف میزند. او را دوست دارم شاید نه از نوع دوستانش؛ شاید از نوعی دیگری که ذکر آن سخت باشد. از صمیم قلب این استاد را دوست دارم و آرزوی سلامتی برای او و استادانش و خانواده اش میکنم. 



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۱۶ مرداد ۱۴۰۰ساعت: ۰۵:۱۶:۱۹ توسط:حسن موضوع: نظرات (0)

ماه « نیک » صفر.

به نام خدا

دوستان میگویند ماه صفر نحس است. امروز آقای جاوید مهر از بین رفقا صدقه جمع میکرد. اما یاد کتاب المراقبات مرحوم آیت الله میرزا جواد ملکی تبریزی(ره) افتادم که در ابتدای شرح ماه صفر نوشته است: ماه نیک صفر. هرچند ایشان به نحسی آن اشاره کرده است ، اما عنوان این ماه برایم جالب است: ماه نیک صفر. 



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۱۶ مرداد ۱۴۰۰ساعت: ۰۵:۱۶:۱۰ توسط:حسن موضوع: نظرات (0)

«خسرو خاشع نوری»

به نام خدا

لازم دیدم که باز پاچه ی مردم را بگیرم. خسرو 10 سال از من بزرگتر است. مرد شریفی است. در کارهای فرهنگی و عام المنفعه به قول خودش«پای کار» است. آن موقعه که کودک؟ بودم دوست داشتم با او صحبت کنم به جوان های مثل او علاقه داشتم. با خود میگفتم: آیا من میتوان با او دوست شوم و با او رفیق شوم و صحبت کنم؟. این ایام که بیشتر به او نزدیک شده ام؛ میبینم که دردهای زیادی دارد. وقتی از مکه آمد میخاستم برایش «چاووش خوانی» کنم ولی آماده نبودم. حس و حال خسرو بیشتر در مسجد و بسیج و از این دست کارهاست. عجیب هم ولایتی است. هیچ وقت او را عصبانی و غضبناک ندیده ام و فکر من بر این است که آن روی خسرو از این رویش بهتر باشد و زیباتر. خوش به حال دانش اموزان و کسانی که در مدرسه ی آقا خسرو هستند و او معلم آنهاست. آرزوی توفیق برای آقای نوری دارم.



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۱۶ مرداد ۱۴۰۰ساعت: ۰۵:۱۶:۰۹ توسط:حسن موضوع: نظرات (0)

نقش «الله» بر روی گوشت.

به نام خدا

از اتفاقات جالب محرم سال 91 ؛ نقش مبارک الله بر روی گوشت بود. هر چند این واقعه نه مردم را دین دار و نه خرافه پرست میکند ولی جالب است. در سایت «آپارات» فیلم این گوشت را میتوانید ببینید. قضیه هم اینطور بوده که آشپز مسجد سیدالشهداء شهرک مدنی فاز 2 (همدان) وقتی گوشت را میبرد میبیند هر دو طرف گوشت نقش الله دارد. این گوشت یخی است و خارجی. جالب تر اینکه هر چه شما گوشت را برش دهی همان نقش عینن بر روی برش دیگر وجود دارد. ولله اعلم باالصواب.



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۱۶ مرداد ۱۴۰۰ساعت: ۰۵:۱۶:۰۸ توسط:حسن موضوع: نظرات (0)

محمّد آزادجو

به نام خدا

استاد محمد آزادجو از مداحان و کارکشتگان فن مداحی است. این ذاکر اهل بیت این روزها نزد 50 سال را طی میکند. کتاب زیاد خوانده و میخاند. اهل تحقیق است. بیخودی چیزی را در مجالس" ذکر" نمیگوید. حتا به شاگردانش هم چنین توصیه ای دارد که با مطالعه و تحقیق و مقتل خوانی دقیق به مجالس اهل بیت بروید. میثم احمدی پور ، رضا عزیزی(رضا چهچهه یا بلبل) و خیلی های دیگر از شاگردان ایشانند. استاد کتابی را در مورد حضرت فاطمه (س) نوشته بودند ، نزدیک 700 صفحه ، که نمیدانم چرا چاپش به تاخیر افتاده است. ایشان با مخاطبان خود روراست است. مردم دوستش دارند و از اینکه مطالب را به درستی و صدای زیبا انتقال میدهد و نمک کارش اضافه تر میشود او را عاشقانه دوست دارند. با ایشان در تاکسی در سال 79 آشنا شدم. 6 نفر در تاکسی نشسته بودیم . من و استاد در جلو نشسته بودیم. من به راننده نزدیک بودم ، دیدم این آقا که مذهبی هم هست روزنامه میخاند و گریه میکند. راننده که آدم صل اللهی نبود گفت حاج آقا چرا گریه میکنی؟ گفت : یک شهیدی را بعد از 15 سال پیدا کرده اند که بدنش سالم است و خیلی چیزهای دیگر... من هم که از باشگاه میامدم و کلی سرم باد داشت گفتم این مداح ها هم دلشان خوش است (چون میدانستم که ایشان مداح است). ولی آنقدر استاد خوب حرف زد و با سوز دل میگفت که مرا جذب کرد. گفتم حاج آقا من کتابی دارم که مربوط به "اجساد جاویدان" است؛ یعنی جسم هایی که در قبر بعد از سال ها تر و تازه میماند، اگر طالب باشی برایت بیاورم. استاد گفت آن را برایم آماده کن. که من هم آدرس گرفتم و از آن زمان بنده ارادت ویژه نسبت به ایشان پیدا کردم. خدا او و اقوامش و دوستانش را با اهل بیت محشور گرداند. او را از صمیم قلب دوست دارم. 



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۱۶ مرداد ۱۴۰۰ساعت: ۰۵:۱۶:۰۶ توسط:حسن موضوع: نظرات (0)

بحث موسیقی در دور میدان همدان.

به نام خدا

روز پنجشنبه 25 آبان در عباسیه جولان مجمع قاریان و اساتید قرآنی بود. استاد دهقان هم بود. اساتید قره باغی ، رستنده ،جمالی سلطان، عباسی جامد، استاد طاهری ، و خیلی های دیگر. آقای صفر بسته یک تقویمی جلوی دستش بود که متعلق به سال 81 بود. آقای جمالی داشت میخاند که بنده وارد شدم. همه چیز خوب بود. آقای صالحی هم خواند. آقای علیخانی هم در نیروهای مسلح کشور رتبه اول را به دست آورده بود ، که خودش هم تلاوتی داشت. در آخر جلسه رفتم و پیش استاد طاهری و بحث موسیقی شروع شد . بحث تا صرف شام تا دور میدان امام روبروی بانک تجارت ساعت 11 شب در سرمای همدان ادامه داشت. آقای طاهری پرسید دستگاه رست عربی در فارسی چه معادلی دارد؟ بنده هم با تکیه بر چیزهایی که شنیده بودم و طبق تجربه گفتم : در آواز افشاری و ردیف عراق باید دنبال آن بود . استاد گفت: نه، معادل آن بیات ترک است . و شروع به خواندن در هر دو متن فارسی و عربی کرد. شبه دیوانه ای هم رد میشد که او طبق عادت همدانی ها شروع به خواندن کرد، اهمیتی به او ندادیم (یکبار با رضا عزیزی که به الوند برای تمرین صدا رفته بودیم ما میخاندیم یک نفر هم از دور صدای الاغ در میاورد ، یعنی نخوانید و یا پیشرفت نکنید، و یا صدای شما آنقدر بد است که شبیه چارپاست؛ نمیدانم) خلاصه کل جلسه یک طرف و صحبت با استاد طرف دیگر.  



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۱۶ مرداد ۱۴۰۰ساعت: ۰۵:۱۶:۰۵ توسط:حسن موضوع: نظرات (0)

صادق گودرزی و جُردن باروس

به نام خدا

کشتی گیر خیلی خوب ملایری ، که متولد سال 66 در خانواده ای کشتی دوست به دنیا آمد و حاج سعید پدر بزرگوارش که از مربیان با تجربه ی شهر ماست؛ در رسیدن او به قله های کشتی بسیار زحمت کشیده است. صادق دستان بلندی دارد و به همین منظور از ویژگی مهم او در کشتی همین است. چند سالی است که گرفتار جردن ارنست باروس شده و با سبک کشتی خاص خودش که انعطاف و آمادگی جسمانی فوق العاده ای است حتا توانسته گرگ زخمی روس ها چهار گوش را نیز مغلوب کند. باروس متولد 1988 است و بسیار آماده و در 3 مبارزه جهانی و جام جهانی و المپیک صادق عزیز را مغلوب کرده است. تنها نسخه ی مبارزه با این آمریکایی چقر و بد بدن تنها چسبیدن و زیر گرفتن است ، همانطور که در جهانی آمریکا با او کشتی گرفت در آن مبارزه صادق حتا موفق به زدن لنگ هم شد ولی امتیاز نداشت که خودش اندازه ی یک مدال المپیک ارزش داشت. این روزها فکر میکنم صادق از او ترسیده شاید هم به نقره هم قانع شده است ولی دو مشکل وجود دارد 1- آیا میخواهد از سد این آمریکایی بگذرد؟ یا به گفته های آقا رسول که نحوه ی کشتی گرفتن با جردن را به گفته قبول دارد؟ و 2- در ضمن چهارگوش 3 سال است که انتظار صادق را میکشد و از هر فرصت استفاده میکند که انتقام شکست هایش را اول سر صادق و بعد به سر باروس درآورد. در این ایام حتا به صادق لقب خوش شانس را هم داده اند که اصلن برازنده ی او نیست زیرا صادق همیشه قابلیت روی سکو را دارد و مدال هایش حقش است. او در زمان نوجوانی در کشتی خیلی بزرگسالان را هم مغلوب میکرد. امیدوارم نفس و غرور را هم مثل حریفانش 10 بر صفر کند یا ضربه کند، که کرده است. به امید روزهای نیک برای او.




برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۱۶ مرداد ۱۴۰۰ساعت: ۰۵:۱۶:۰۵ توسط:حسن موضوع: نظرات (0)

هیأت(هیئت؟) امنای مسجد سید الشهداء

به نام خدا

قدرت همیشه شیرین بوده و هست. چند ماه پیش یکسری از افراد دلسوز مسجد بلند شدند و گفتند: آقا جان این هیأت امنا را ما نمیخواهیم و باید تغییر کنند. در پی آن مقاومت های شد و بعد از درگیری های که شد؛ که خود بنده هم در بطن آن بودم و اگر گوشی داشتم میتوانستم آنها را فیلم برداری و در اختیار مخاطبان قرار دهم ، نتیجه این شد که حاج آقای مسجد چند نفر به اعضا اضافه کند (بر خلاف نظر مخالفان). در این بین قرعه ی فال به اسم بنده افتاد که حتا مخالفان روی بنده هم نظری داشتند. ما هم گفتیم برای رفع ماجرا قبول میکنیم ولی بنده هنوز 26 سال دارم و مادر  بچه ها میگوید تو سن و سالت به هیأت امنا نمیخورد و در نظر او هیأت امنا باید پیر و بر جای باشد نه چون منی که جزوه ای هم در مدح صادق هدایت نوشته است. در هر صورت فعلن جزو این اساتید هستیم جایی که حاج محمد آزاد جو هست، حاج آقای غفاری و حاج آقا سلیمانی، علی بلندی ، نادری و.... حال در آینده(اگر ما بمانیم) مسجد ما با افکار بنده چه راهی را در پیش گیرد خدا میداند. موسیقی آزاد ، بحث در سیاست و خط قرمزها آزاد، حق نظر خانمها و شاید قرائت و اذانشان آزاد؛ شما دعا کنید ما بر کنار شویم.



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۱۶ مرداد ۱۴۰۰ساعت: ۰۵:۱۶:۰۴ توسط:حسن موضوع: نظرات (0)

همایون ما را ببخش...

به نام خدا

«همدان و همدانی حال و هوای خاص خود را دارند». زمانی که مطّلع شدم همایون شجریان در همدان کنسرت دارد سراپا شوق شدم. چند سال پیش برای دیدن کنسرتش میخاستم به تهران و برج میلاد بروم ولی نشد، اما 17  آبان 91 در همدان شد. وقتی شنیدم بلیط30هزار تومان است کمی شُل شدم. در این وضعیت و این پول راهی باید اندیشید و رایگان باید رفت. روز سه شنبه اجرا شده بود و آخر یعنی چهارشنبه، شب پایانی کنسرت بود. با رضا عزیزی هماهنگ کردم که آقا هر جور شده باید برویم. گفت پول ندارم . گفتم از مغازه سر کوچه قرض بگیر . گرفت و رفتیم. دم در مجتمع بوعلی کسی را بالا راه نمیدادند ، گفتند فقط با بلیط . گفتم از بازار سیاه تهیه کنیم . قیمت 70 تا 150 هزار تومن میگفتند. هر جور بود باید به داخل میرفتیم. خلاصه با بلیط آقای کلوندی که متعلق به سانس قبل بود من و آقا رضا و دو زوج جوان که سالگرد عروسیشان بود (که بلیط های تاریخ گذشتمان را تقدیم آنها کردیم) و آقای قربانی که ساز درست میکند و 2 نفر دیگر را رایگان به داخل هدایت کردیم ولی از لطف مراقبین هم که از قضا با همگی آنها سلام و علیکی داشتیم نباید گذشت. یعنی چیزی نزدیک به 210 هزار تومن به همایون شجریان ضرر رساندیم. کنسرت خوب بود. تا آخر سرپا ایستادیم. اکثرن آمده بودیم که پسر شجریان را ببینیم. به این امید که این هم همان است. البته به عنوان یک مخاطب باید بگویم گروه کمی شلوغ میکردند ولی برای اولین بار خیلی عالی بود(در همدان). دکور پشت سر گروه هم که گنبد بوعلی سینا بود خیلی مسخره بود در مقایسه با شهر اراک که گروه یک هفته پیش اجرا داشت خیلی حقیر بود. خلاصه گروه اجرا خوبی داشت. آقای آیین مشکاتیان هم بود. خیلی دوست داشتم با او هم صحبت بشوم وقتی سوار ماشین شد و با همایون دایی عزیزش میخاست برود درخواست صحبت کردم که قبول نکرد و عجله داشتند. پسر خوب با فهمی بود و نگاهایش از همایون هم عمیقتر بود. بیشتر ما برای استاد شجریان آنجا جمع شده بودیم. در آخر عاقبت همدان در موسیقی دارد ختم به خیر میشود. چند هفته پیش آقای پیرنیاکان و نوربخش در همدان کنسرت داشتند. چند روز پیش هم استاد حسین علیزاده و 2 نفر از اساتید دیگر برای دیدن ساز یسنای به همدان آمدند سازنده این ساز آقای بهروز بیگی است و در این مدت هم همایون شجریان آیین مشکاتین سهراب پور ناظری (آهنگساز، نوازنده تنبور و کمانچه)و دیگران در همدان جمع شدند. 



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۱۶ مرداد ۱۴۰۰ساعت: ۰۵:۱۶:۰۳ توسط:حسن موضوع: نظرات (0)

قضیه ی ریش، چادر و گوش شکسته ها :

به نام خدا

در این ایام که همه چیز از گیجین و جایگاه خود بیرون آمده است، شاهد این هستیم که نادانان روزگار ما چه در عرصه های فرهنگی و سینمایی ، آداب و فرهنگ مردم را نشانه رفته(اگر این موارد که میخواهم اشاره کنم جزو فرهنگ مردم بشود شناخت) و هر کاری دلشان میخواهد میکنند و هدف ها در هاله ای از گرد و غبار فرو رفته است. برای مثال افراد تبهکار و یا معتاد که میخاهند لاغری صورتشان معلوم نشود و یا اعدامی ها در حال بالا رفتن از چوبه ی دار یا لباس بسیجی دارند یا یک ریش دارند به اندازه ی روحانی محل، یا هر فرد که در اداره های ما میخاهد سمت بگیر یا مسجد اداره میرود و یا یک ته ریشی میگذارد و کت و شلواری هم میپوشد، البته برخی ها هم بدجوری به چفیه گیر داده اند. به چادر زنان که برسیم میبینیم در طرح جمع آوری اراذل اوباش تمامی زنان فاسد و معتاد چادر هایی میپوشند که دختران حوزه ی علمیه هم چنین حجابی ندارند و وقتی هم به دادگاه می آیند خوب چادری هستند و البته برخی از زنان خیابانی هم برای اینکه ریا نشود و بگویند ما خیلی خوبیم چادر و مقنعه را به کناری گذاشته و گفته " پری رو تاب مستوری ندارد". و اما بد بختی جدیدن باب شده هر پدر سوخته و عربده کشی که دماغش را هم نمیتواند بالا بکشد و دست چپ و راستش را از هم باز شناسد؛ یا گوشش را میشکند ؛ یا در سینما و تلویزیون عربده کش ، دزد ، معتاد را برای اینکه خطری تر نشان دهند گوشش را شکسته جلوه میدهند که این هم از نشانه ی اوباش بودنش هست، در صورتی که از قدیم به رفقا ی کشتی گیر میگفتند که هرکس گوشش شکسته باشد مسئولیتش در اجتماع بیشتر است و باید حواسش جمع باشد. الحمدالله همه چیز برعکس شده و کار به کجا میخواهد برسد خدا میداند .



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۱۶ مرداد ۱۴۰۰ساعت: ۰۵:۱۵:۵۹ توسط:حسن موضوع: نظرات (0)