ریوایس ریوایس .

ریوایس

حداد عادل و حذف شعرش از کتاب ششم ابتدایی

به نام خدا

آقا حداد عادل را که کمتر میتوان گفت سیاسی است. شعری در کتاب های درسی داشت که از کتب حذف شد. کلمه «تبریز» عامل این حذف بوده؛ قبلن گفتیم از عجایب روزگار این است که «روز شعر و ادب فارسی» با نام «شهریار» شاعر و تبریز عجین است حال دوستان تبریزی از کلمه زبان مادری و دری و فارسی در کنار تبریز به «گمان» افتاده اند.



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۱۶ مرداد ۱۴۰۰ساعت: ۰۵:۱۷:۰۲ توسط:حسن موضوع: نظرات (0)

رسول خادم از اسطوره های کشتی جهان







برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۱۶ مرداد ۱۴۰۰ساعت: ۰۵:۱۷:۰۲ توسط:حسن موضوع: نظرات (0)

چند عکس از ملایر.

کوه سرده در ملایر که کوهی اعجاب برانگیز در باطن و صورت است.



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۱۶ مرداد ۱۴۰۰ساعت: ۰۵:۱۷:۰۱ توسط:حسن موضوع: نظرات (0)

اذان در ایران.

به نام خدا

اینکه اولین بار چه کسی در ایران اذان داد و به چه نحوه ای و با چه صدایی و به روش سنی ها و یا شیعیان؛ نه کسی میداند و نه به درد کسی میخورد. اینکه مشخص و مهم است در همین 100 سال اخیر اتفاق افتاده است. تاج اصفهانی و بعد از چندین سال مرحوم موذن زاده اردبیلی شاهکارهایی را آفریدند. البته از انصاف نباید گذشت که  کار سید جواد ذبیحی درکه ای هم خوب بود. تاج اصفهانی به سبک آوازی اذان میدهد. اما موذن زاده هم مداحی بلد است و هم خوب اذان میدهد از تجوید که بگذریم بقیه کارها را خیلی عالی انجام داده است. بعد از انقلاب متاسفانه تمام اذان ها عربی شد یعنی به سبک ایرانی اذان کمتر گفته شد. حتا در مسابقات اوقاف اذان به سبک موذن زاده(یعنی استفاده از آواز بیات ترک و گوشه روح الارواح ناپسند شمرده شد). اساتید بین المللی قرآن نه تنها موفق نبودند حتی به گرد پای موذن زاده و مردمی بودن او نرسیدند- البته با تمام وجود دست آنها را باید بوسید و آنها قابل احترام هستند-. آقایان منصوری ، پرهیزگار(از بقیه مورد پسند تر است)، رضائیان، شاکرنژاد، خدام حسینی،فاطمی،سعیدیان، غفاری(باز از بقیه بهتر است)، طوسی،پناهی،کریمی و.. که اذان های جان داری ارائه کرده اند ولی زیاد با اقبال عمومی همراه نبوده اند. برای شنیدن و دانلود برخی اذان ها میتوانید به این آدرس مراجعه فرمایید. http://www.iec-md.org/baank_sedaa/ganjineh_azaan.html




برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۱۶ مرداد ۱۴۰۰ساعت: ۰۵:۱۷:۰۰ توسط:حسن موضوع: نظرات (0)

"یوسف پناه آبادی" از جواهرهای قدیمی

به نام خدا

آقای پناه آبادی را در نگاه اول که میبینی به یاد مجسمه های خوشکلی میافتی که نمای یک مرد سیبیلو با دستمال ابریشمی دور گردن ، شلوار مشکی ، پاچه گشاد، ریش هشت تیغه، سیبیل و موها را رنگ مشکی انداخته، لاغر و ترکه، با اینکه دست بزن دارن ولی اصلن نشان نمیدن، کفش قیصری نوک باریک واکس زده کوچک، مردمی بودن آنها را بدجوری در چشم می اندازد. از زیر ابرو های پرش وقتی اطراف را ورانداز میکند تمام جوانب را به درستی می سنجد و به قول خودش به همه به دید مظنون نگاه میکند. نظامی بودن او باعث شده که در سر صف های مختلف نانوایی، نماز، اتوبوس مثل یک سرباز، راست قامت و بلند بایستد. در زورخانه ی همدان وقتی صاحب زنگ شد افتاده حال تر شده و زودتر از همه به دیگران سلام و احوال پرسی میکند. پناه آبادی چهره اش از دور داد میزند که یک همدانی تمام عیار است. باریکی و سرخی صورت و دماغ، بینی نوک تیز، سفتی و جمع شدگی پوست صورت، با دید شک به همه چیز نگاه کردن از ژنتیک های همدانی بودن اوست. اولین نفریست که برای مراسم سوگواری ائمه سیاه میپوشد. به صورت آقا یوسف خانواده دوست و دارای گروه خونی آ از نوع + آن است. دوست داشتنی و کم تعریف. این خطوط را به درخواست دوست خوبم پسر خوب چهره « آقا امیر» که در آینده در مورد خودش چیزهایی خواهم نوشت، با سرانگشتان خود نوشتم. والسلام



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۱۶ مرداد ۱۴۰۰ساعت: ۰۵:۱۷:۰۰ توسط:حسن موضوع: نظرات (0)

مرداد و جشن فارغ النحصیلی و خانم مرادی همدرس قدیم

به نام خدا

مرداد ماه ، یادآور خیلی چیزهای خوب است. برای مثال دستگاه ماهور آمیخته با این ماه است و کسانی که متولد این ماه هستند با این ملودی پوست و خونشان عجین شده است. ماهور همان ماژور فرنگی هاست.

امروز دانشجویان با ذوق و شوق رشته ی حقوق برایمان کارت دعوت جشن فارغ التحصیلی آوردند. شاید 3 ماه برای این جشن زحمت کشیدند به هر نیت خیلی هزینه کرده اند که خیلی هم ارزش دارد. یاد جشن فارغ التحصیلی قدیم دانشگاه محل تحصیل خود افتادم. دانشجویان ورودی سالهای پایین تر خیلی زحمت و مشقت کشیدند. خیلی هزینه کردند. استاد قلی زاده خیلی زحمت کشید و  همه دانشجویان را خوشحال کردند. همه ی دوستان بودند آقایان دهقان ، احمدی ، نیک پور، رحمانی و ... 

یاد یکی از همدرسان قدیمی افتادم گفتم یادی از ایشان به خیر شود: خانم مرادی

با ذوق و شوق، نویسنده و شاعر و سرحال و غبراق ، زبان آور و زبان آور. داستان نویس خوبی بود و از آنجا که خیلی وقت ها باید خیلی ها جوانان را با موج هایی که ایجاد میکنند ناامید کنند، فکر میکنم گرفتار شده بود و از شعر و شاعری و داستان نویسی ناامیدش کرده بودند. حیف از خیلی از جوانان خوب که برخی ها ناامید و سرخوردشان میکنند. 7 سالی میشود که از مرادی خبری ندارم شنیدم که ارشد تهران قبول شد. انسان شریفی بود و عاشق خانواده اش. در همدان کمتر از این جنس آدم ها دیده ام. یادش به خیر و نیکی. اگر خیلی از جملات و کلمات دیگر را بزنم میترسم به جرم های مختلف متهم شوم پس همانطور که خیلی چیزها در سینه ها مانده اینها هم بماند. آرزوی سلامتی برای او و اقوامش دارم.





برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۱۶ مرداد ۱۴۰۰ساعت: ۰۵:۱۶:۵۹ توسط:حسن موضوع: نظرات (0)

چشمه های الوند

به نام خدا

امروز دوشنبه داشتم روزنامه « هگمتانه » مخصوص شهر همدان را میخواندم که به مطلب مورد علاقه خودم برخوردم. جالب است چشمه های کوه الوند که برگرفته از کتاب«برفراز قله های الوند» از محمد و جواد حمیدی. کوه الوند خیلی جالب و لذت بخش است. وقتی داخل محیط کوه میشوی لذت واقعی زندگی را درک میکنی. دم غروب که میشود و قصد این را داری که در کوه اقامت کنی آنقدر لذت بخش است که حدی بر آن نیست. مخصوصن وقتی در کنار دوستان یکدل باشی. سرمای خیلی خنکی تمام وجودت را میگیرد و  از اینکه از اجتماع فاصله گرفتی حس غریبی -نزدیک ترس- تو را فرا میگیرد. در مورد کوه هر چه گفته شود کم است. صحبت از کوه برای دوستانی که شب در دل کوه  نخوابیده باشند مثل این است که به یک فردی که در عربستان زندگی میکند صحبت از پاییز های دل انگیز کنی. در هر صورت چشمه های کوه الوند در آن کتاب به قرار ذیل است:

        بهشت آب

در سمت دره کیوار و جنوب قله الوند چشمه کوچکی است که از شکاف صخره‌ای بیرون می‌آید و در سال‌های کم بارش اواخر تابستان خشک می‌شود.

حوض نبی

در زیر قله الوند در جهت شمالی و سمت تخت نادر که از مشهورترین چشمه‌های الوند است و از زیر صخره‌های بزرگ خارا بیرون می‌آید و دارای آبی بسیار خنک و گوارست.

چشمه تخت نادر

در ابتدای تخت نادر قرار دارد که چشمه پرآبی است.

 چشمه کلاغ لان

                  در چمن زار کلاغ لان قرار دارد و دائمی است. 

              چشمه فرشه (فرشته)

چشمه‌ای پرآب و بسیار خنک که از زیر سنگ‌های خارا بیرون می‌آید و در دره مراد بیگ است.

                چشمه قاضی و چشمه ملک

چشمه قاضی آب شرب روستای درة مرادبیگ را تأمین می‌کند و چشمه ملک سرچشمة رودخانه دیوین است.

             هفت چشمه

در پشت چهار قله در جاده تویسرکان

                  چشمه خسرو

در مسیر یخچال به کلاه قاضی

چهل چشمه، چشمه سنگ سفید، چشمه آغل سفید و...

 



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۱۶ مرداد ۱۴۰۰ساعت: ۰۵:۱۶:۵۷ توسط:حسن موضوع: نظرات (0)

مشکلات روزگار.

به نام خدا

وقتی فکر میکنید میبینید که:

مشکل موسیقی ملی ایران نشان دادن آن(ساز و تار و تنبک و ...) در تلویزیون و برنامه ها نیست.

مشکل کتب تاریخی و قدیمی ایران که به زبان پهلوی و عربی و انگلیسی است، مشکل اصلی برگرداندن آن به فارسی نیست.

مشکل قاریان ایرانی در تجوید و صوت و لحن نیست.

مشکل دردها و خواسته ها و عشق ها در ازدواج نیست.

یکی از دوستان بسیجی میگفت اگر «م» مشکلات را برداری میشود شکلات.



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۱۶ مرداد ۱۴۰۰ساعت: ۰۵:۱۶:۵۶ توسط:حسن موضوع: نظرات (0)

حاج آقا مؤمنی.

به نام خدا

روزها طوری گرم شده که اگر در پارچ آب، یخ نریزی، احساس خنکی نمیکنی. بوی عرق آقای مومنی نه تند است و نه بد بو. ملایم است و سنگین ؛ بوی پیرمردها را میدهد. آقای مومنی پیرمرد 92 ساله ایست که دست بر قضا با توجه به بنیه قوی که دارد، خوب مانده. هر چند 2 بار سکته کرده . پیرمرد با این رجاله بازی ها و جشن هایی که برای امام زمان میگیرند 100 مخالف است و میگوید «یار من قشنگ است یعنی چه؟». برای هیچ و هیچ خادم مسجد است. بزرگوار همیشه برایم از قدیم ها به درخواست من تعریف میکند. خوش به حال قدیم و قدیمی ها. در کنار مومنی نشستن عواقبی هم دارد. باید به نظریاتش گوش کنی و بپذیری. هر چه او میگوید درست است. فکر او طوری طراحی شده که مخالفت با او  بی احترامی به کل شرعیات عالم است. همیشه پرده ها را با احتیاط زیاد تا ته دیوار میکشد که مبادا خانم ها معلوم شوند. خودش هم انتهای صف اول اتصال دهنده ی آقایان و خانم هاست. نمیدانم بگویم قدیم همه چیزش خوب بوده یا نه............



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۱۶ مرداد ۱۴۰۰ساعت: ۰۵:۱۶:۵۶ توسط:حسن موضوع: نظرات (0)

«کیهان اکبری» مردی از تبار باران.

به نام خدا

امروز نیت این را دارم که از «کیهان اکبری» از دوست قدیمی و بسیار ارزشمندم صحبت به میان آورم. کیهان پسر خیلی خوب، ساده(البته نه با تمام معنای تاریخیش)، زرنگ، باهوش و البته پاک و صد البته کُرد. وقتی رانندگی را یاد میگرفتم او کمک زیادی به من میکرد؛ در واقع با هم رانندگی را یاد گرفتیم و او مثل همیشه زرنگ تر بود. برادر خیلی خوبش «توماج» که دیگر در معرفت و رفاقت سنگ تمام را گذاشته و خود فصلی جدا میخاهد. یکبار از کیهان قهر کردم . الان هم که یادم میافتد خجالت میکشم. ای داد بیداد چه کارها که با کیهان انجام نداده ایم. دومین بار که به الوند صعود کردم با کیهان بود. فوتبال متوسط با بدنی با استقامت بالا از خصوصیات اوست. کیهان همیشه یاداور مردمان کرد برای من است . با غیرت ، با تعصب ، ساده و پاک. رنگ بوی غرب زدگی(نه منفی) همیشه در کیهان وجود داشته و دارد. کامپیوتر هم از او و با کمک او یاد گرفتم . برای این پسر سیه چرده و پاک که در کنار خانواده و پدر و مادرش عشق ورزی میکند آرزوی سلامتی و توفیق دارم. کیهان همیشه برای من یادآور کودکی و نوجوانی است. 



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۱۶ مرداد ۱۴۰۰ساعت: ۰۵:۱۶:۵۵ توسط:حسن موضوع: نظرات (0)