ريوايس ريوايس .

ريوايس

به ياد استاد عزيز /و ماهورهاي زيباي ماه مرداد خيلي خوب/يادت خوش

به شب وصلت جانا ديوانه شدم

به شمع رويت جانا پروانه شدم، جانا پروانه شدم

به مه روي تو من جانا حيران و ماتم

به مه روي تو من جانا حيران و ماتم

زغم عشق تو شد جانا صبر و ثباتم

به حال من نگر دلبر دلبر زار و نزارم جانا زار و نزارم

شيداي تو ام، تاج سرم بيا به سرم

رسواي تو ام، چشم ترم بنشين به برم

عاشقم كردي جانا دلم را بردي

به زلف سركجت دلبر دلبر گم شده دلم، جانا گم شده دلم

به ماه عارضت دلبر دلبر حل كن مشكلم، جانا حل كن مشكلم

ترانه آهنگ تصنيف شب وصل از محمدرضا شجريان و همايون شجريان

شيداي تو ام، تاج سرم بيا به سرم

رسواي تو ام، چشم ترم بنشين به برم

عاشقم كردي جانا، دلم را بردي

به زلف سركجت دلبر دلبر گم شده دلم، جانا گم شده دلم

به ماه عارضت دلبر دلبر حل كن مشكلم، جانا حل كن مشكلم

به شب وصلت جانا ديوانه شدم

به شمع رويت جانا پروانه شدم، جانا پروانه شدم

به مه روي تو من جانا حيران و ماتم

زغم عشق تو شد جانا صبر و ثباتم

به ماه عارضت دلبر دلبر حل كن مشكلم

جانا حل كن مشكلم، جانا حل كن مشكلم

 

 



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۱۶ مرداد ۱۴۰۰ساعت: ۰۵:۲۲:۱۷ توسط:حسن موضوع: نظرات (0)

مرحوم علي اكبر عباسي

به نام خدا

مرحوم عباسي، مرد خيلي خوب و جا افتاده اي بود. قلبا دوستش داشتم. هفته ي پيش به او گفتم حاجي براي رمضان آماده باش. گفت: به اميد خدا.

روحيه ي لطيف مثل زلال رودها، قشنگ و آموزنده. گاهي اوقات خيلي از برخوردها ، حرف ها و گفته ها ممكن است آخرين ديدار و حرف ما با طرف مقابل باشد. به نظر من آقاي عباسي از برندگان زندگي مادي بود. كسي را نرنجاند و  پشت سر هيچ كس حرفي نمي زد. از اينكه گاهي او را كه از مجموعه هاي قرآني بود از دست داديم براي خود بيشتر از همه متاسفم. مرد خوب خندان و نجيب ديدارمان تا زماني زيبا و شفافتر.



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۱۶ مرداد ۱۴۰۰ساعت: ۰۵:۲۲:۱۶ توسط:حسن موضوع: نظرات (0)

اسپار باغ

به نام خدا

يكي از بهترين لحظات درك زندگي رفتن در باغ يا زمين و يا صحراييست كه آزادانه در آن بچرخي و از سر و كله زدن با طبيعت لذت ببري. البته اگر در كنار بزرگتري هم بالاي سرت باشد كه ديگر حرف ندارد. البته اين براي كساني است كه شايد «خوش نشين» هستند و گرنه كسي كه هر روز در باغ است و پاي گله شايد هيچ وقت متوجه اين خوشي ها نباشد و اصلا اين خوشي را نمي خواهد. به هر صورت در عالم اضداديم.

هر چي گشتيم و گشتيم ندانستم اين واژه اسپار از كجا آمده. اصلا كجايي است. لاتين است. پهلويست. مرحوم دهخدا هم تركيبي معنا كرده.

آيا از spring -  بهار - انگليسي هاست يا چيز ديگر مشخص نشد ولي لغت اصيل است.

اگر آقاي دهخدا زنده بود. حتما پيشش مي رفتم و يك تركيبي را كه اردشير پسر عموي عزيزم به من يادآوري كرد، حتما گوشزد مي كردم و ميگفتم در لغت نامه جاي دهد. چون علامه زياد اهل شوخي هم بود ، ظرفيتش بالا بود.

البته بي ادبي هم ميشود و من جا دارد توضيحي عرض كنم. 

در برخي از جاها مردان تنگ نظر هم هستند. مثلا به باغ طرف ايراد مي گيرند/خصوصا سر باغ يعني اول باغ كه جلوي چشم است. اين باغ اين ايراد را دارد و آنجايش اينطور است. آب ندارد و فلان و فلان صدجور ايراد بي مورد. به لبه هاي باغ/ ق ر مس سا قي باغ گويند.



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۱۶ مرداد ۱۴۰۰ساعت: ۰۵:۲۲:۱۳ توسط:حسن موضوع: نظرات (0)

شادروان استاد عزيز آقاي دكتر هادي خديور/پدر معنوي دانشجويان

به نام خدا

اينكه تعريف و تمجيد ها پس از رفتن افراد و عزيزان اتفاق مي افتد بماند...

يكي از معلماني كه هميشه واژه تعليم و تربيت را با تمام معني براي  مخاطبين خود معنا مي كرد آقاي دكتر هادي خديور بودند. مردي مهربان و فاضل. وقتي افراد مشكلات خود را براي اين مرد بزرگ مطرح مي كردند با تمام وجود تواضع مي كردند و با درك بسيار بالا در حل مشكل اقدام مي كردند. گاهي اوقات تماسي با اين بزرگ مرد برقرار مي كردم و ايشان پند و اندرز مي فرمودند و بنده لذت مي بردم. روحت شاد و يادت گرامي استاد بزرگ.



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۱۶ مرداد ۱۴۰۰ساعت: ۰۵:۲۲:۱۳ توسط:حسن موضوع: نظرات (0)

استاد عليرضا ذكاوتي قراگوزلو/مردي از ديار مترجمان عرب

به نام خدا

يكي از زواياي گمنامي و بي نامي همدان، كه به نظر مي رسد كمتر مورد توجه قرار گرفته داشتن معلمان ممتاز و مترجمان بلند مرتبه است. اينكه چرا همدان و همداني و يا عراق عجم چنين خاصيتي دارد بر بنده پوشيده است ولي معلمان همه چيز دان و مترجمان با لهجه (بخصوص در عالم عرب) در اين ديار كم نيستند.

يكبار شايد نزديك هفده سال پيش مقاله اي در روزنامه اطلاعات چاپ شده بود در مورد فرقه ها و گروه هاي نقطوي و حروفي. بنده با آن فكر كودكي خود از مهارت نويسنده لذت بسيار بردم و بارها آن مقاله را خوانده بودم. نميدانم چه موضوعي پيش آمد در دانشكده ادبيات دانشگاه بوعلي سينا بعد از كلاس آقاي دكتر علي طاهري(ادبيات) بحثي رخ داد و در همان راهرو طبقه دوم بنده (شايد براي اظهار فضل) به آقاي طاهري در مورد اين مقاله گفتگو كردم . ايشان هم با نازنيني تمام گفتند هيچ مي دانستي آقاي ذكاوتي همشهري خودتان هست... اين جرقه اول بود.

در يك دوره از مقاطع تحصيلي افتخار با ما يار شد و با ايشان كلاس مثنوي داشتيم. درياي بيكراني بود كه دائم موج ميزد و از هر دري كه مي پرسيديم فقط نگاهش مي كرديم كه چنين انساني از همدان است يا از ماورا.

يكشب در عالم خواب ايشان را در هيبت پهلوانان يوناني ديدم. با بازواني و سينه اي ستبر، كه بين زمين و آسمان راه مي رفت.

آرزوي صحت و سلامت براي اين معلم عزيز از خداوند منان دارم.



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۱۶ مرداد ۱۴۰۰ساعت: ۰۵:۲۲:۱۲ توسط:حسن موضوع: نظرات (0)

به ياد قيصر امين پور

به نام خدا

گزارشي از زندگي و احوال زنده­ ياد دكتر «قيصر امين ­پور»:

 

«قيصر امين­ پور، شاعري صميمي و آشنا»

 

«قيصر امين ­پور» شاعر و معلّمي چيره­دست از ديار مردمان خون­گرم جنوب، شهر «گتوند» استان خوزستان متولد دوم اردي­بهشت 1338 است. «امين­ پور» برگزيده اوّلين دوره جشنواره بين­ المللي شعر فجر بخش آييني است. اين شاعر ارزشمند بيشترين محتواي شعريش و تمركز و درون مايه­ هاي شعرش، بيشتر بر روي مولفه­ هاي «انقلاب اسلامي» ، «دفاع مقدس»، شعر براي «نوجوانان» و «كودكان» و صحبت از «عشق» و بيان شفا و روان «انديشه­ هاي انساني» است.  قيصر شاعري توانا با قريحه­اي زلال و ناب است. احساسات بسيار لطيف به همراه دردهاي عميق فرهنگي و اجتماعي از ويژگي هاي شعري اوست. او عاشق فرهنگ و ادبيات و به ويژه شعر است.

در سال 1357 وقتي در رشته دامپزشكي دانشگاه تهران پذيرفته مي­شود پس از مدتي اين رشته را رها و به دنبال گمگشته­ ي خود يعني همان «رشته ادبيات» مي­رود. در سال 1363 در رشته ادبيات پذيرفته و تا درجه دكترا ادامه مي­دهد و پايان نامه ­اي تدوين مي­كند با عنوان «سنّت و نوآوري در شعر معاصر» كه بعدها به صورت كتاب چاپ مي­شود. دفاع از رساله دكتري را در سال 1376 با راهنمايي استاد «محمّدرضا شفيعي­ كدكني» به پايان مي­رساند. تدريس در «دانشگاه الزهراء» را از سال 67 آغاز و در اوايل دهه 70 در دانشگاه تهران هم به استادي و آموزگاري مي­پردازد. در سال 1368 موفق به دريافت جايزه نيما يوشيج با عنوان «مرغ ­آمين» مي شود. سال 1382 به عنوان «عضو پيوسته فرهنگستان زبان و ادبيات فارسي» انتخاب مي­شود. اما «قيصر» اصلاً به اين عناوين و نام­ها و رسم­ها و ساخت­ها؛ هيچ اهمّييت و اعتنايي نمي­كند. او با بيان و قريحه­ي ذاتي و جوشان خود شعر مي­سرايد و لذت مي­برد و به ديگران ياد مي­دهد؛ چگونگي «ترسيم عشق» و «احساسات ناب» انساني. در روز 8 آبان ماه 1386 طي يك جراحت طولاني از «تصادفي جاده­اي» كه كليه­ها و قلب نازنيننش دچار آسيب شده بود در بيمارستان دي تهران به ديدار كساني رفت كه سال­ها از آنها مي­سرود و راه آنها را نشان مي­داد. پيكر اين شاعر عزيز در كنار «شهداي گمنام» شهر گتوند به خاك سپرده مي­شود. همچنين براي گرامي داشت نام او دوستانش جايزه اي غير دولتي را اجرايي نمودند. «جايزه ادبي قيصر امين­ پور» با عنوان «جايزه كتاب سال شعر جوان» به شاعران برگزيده جوان اهدا مي­شود. رهبر انقلاب «حضرت آيت­ اله خامنه­ اي» در پيام درگذشت ايشان اشاره به نكات بسيار دقيق و ظريفي اشاره دارند از جمله اينكه: « ... از دست دادن او براي اينجانب و براي همه‌ي اصحاب شعر و ادب، خسارت‌ بار است. او شاعري خلاق و برجسته بود و همچنان به سمت قلّه‌هاي اين هنر بزرگ پيش مي­رفت. درگذشت او آرزوهائي را خاك كرد، ولي راه فتح قله‌ها را اميد است دوستان و ياران نزديك و شاگردان اين عزيز، ادامه دهند. او و دوستانش نخستين رويش­هاي زيبا و مبارك انقلاب در عرصه‌ي شعر بودند و بخش مهمي از طراوت و جلوه‌ي اين بوستان، مرهون ظهور و رشد آن عزيز و ديگر دوستان همراه اوست. خداوند پاداش خوبي­هاي او را امروز كه بيش از گذشته به آن نيازمند است، با كَرََم و فضل به او برگرداند و او را در آغوش رحمت و مغفرت خويش بگيرد. به خاندان و بازماندگان و دوستان و شاگردان آن عزيز صميمانه تسليت مي­گويم.»

 

آثار و دفاتر شعري «قيصر امين ­پور»:

1- در كوچه آفتاب/ اولين دفتر شعري او / سال1363

2- تنفس صبح/شامل شعرهاي نيمايي

3- طوفان در پرانتز/ سال 1365

4- منظومه ظهر روز دهم (شعر نوجوان) سال 1365

5- مثل چشمه، مثل رود (شعر نوجوان) سال 1368  

6- بي­بال پريدن (نثر ادبي) سال 1370

7- مجموعه شعر آينه­هاي ناگهان سال 1372

8- به قول پرستو (شعر نوجوان) سال 1375

9- «گزينه اشعار» سال 1378

10- مجموعه شعر«گل­ها همـه آفتابگردان­اند»  1380

11- «دستور زبان عشق»/ از موفق­ترين دفترهاي شعري زنده ياد قيصر امين­پور/سال 1386

 

به راستي«قيصر امين پور» را مي­توان از تأثيرگذارترين شاعران در زمينه «انقلاب اسلامي» و دوران «دفاع مقدّس» برشمرد. نوآوري در اشعار، توانمندي در «تصويرپردازي» ، «نمادسازي­ هاي» تحسين برانگيز؛ در كنار ايهام­ ها و سادگي و «بي­تكلّفي هميشگي»، بيان احساسات پاك و كنايه­ ها و ايجاز، ظرافت­ها و «خيال­پردازي­هاي كودكانه»، در كنار دردها و تأملات و بيان «انديشه­هاي انساني» او را شاعري محبوب و البته داراي «سبك» ساخته است. گاهي با «خوش­ساختي» و كنار هم قرار دادن واژه­ها در كنار هم « تفسيري نو و بي­سابقه ساخته و در زبان فارسي مَثَل شده است و در زبان خاص و عام و كوچه و بازار مي­توان آن را شنيد:

آي اي دريغ و حسرت هميشگي

ناگهان/ چقدر زود/ دير مي­شود!

 

سروده ­هاي قيصر در آلبوم­هاي موسيقي:

انتخاب يك شعر يا قطعه توسط «آهنگسازان» يا «خوانندگان» هميشه با وسواس و دقت انجام مي­شود. خيلي از اشعار مرحوم امين­ پور با آن نگاه­هاي عاشقانه و احساسي و حماسي و «خوش­فرم» بودن مورد توجه هم آهنگسازان و هم خوانندگان شده است. يكي از بهترين آلبوم­هاي موسيقي كه به عنوان يكي از پُرفروش­ترين آلبوم­ هاي موسيقي ايراني نام گرفته آلبوم«نيلوفرانه 1» استاد «عليرضا افتخاري» است كه محصول دهه 70 شمسي است. استاد افتخاري تصنيف­هاي دل­نشيني با شعرهاي قيصر چه در آلبوم «نيلوفرانه 1 و 2 » خوانده ­اند كه به اختصار به برخي از آنها اشاره مي­كنيم:

 

«تصنيف در هواي تو/ در آواز دشتي»

يارا يارا گاهي دل ما را

به چراغ نگاهي روشن كن

چشم تار دل را چو مسيحا
به دميدن آهي روشن كن
بي تو برگي زردم
به هواي تو مي­گردم
كه مگر بيفتم در پايت
اي نواي نايم
به هواي تو مي آيم

«مناجات»

خدايا عاشقان را با غم عشق آشنا كن
ز غم­هاي دگر غير از غم عشقت رها كن 

تو خود گفتي كه در قلب شكسته خانه داري
شكسته قلب من جانا به عهد خود وفا كن... 

 

«آفتاب مهرباني» با صداي «محمّد اصفهاني»
آفتاب مهرباني، سايه­ي تو بر سر من / اي كه در پاي تو پيچيد، ساقه­ي نيلوفر من..

يا در آلبوم «فاصله»: به يادت داغ بر دل مي­نشانم...

 

ترانه «سربلند» با صدا و لحن حماسي زنده ياد «ناصر عبداللهي»:

سراپا اگر زرد و پژمرده‌ايم
ولي دل به پاييز نسپرده‌ايم 

چو گلدان خالي لب پنجره
پر از خاطرات ترك‌خورده‌ايم 

اگر داغ دل بود، ما ديده‌ايم
اگر خون دل بود، ما خورده‌ايم 

اگر دل دليل است، آورده‌ايم
اگر داغ شرط است، ما برده‌ايم

 

در كنار اين قطعه­ هايي كه از آن ها نام برده شد، تصنيف­ها و ترانه ­هاي ديگري هم در اين سال­ها پديد آمده كه بر مبناي شعرهاي قيصر امين ­پور ساخته و نواخته شده­اند؛

 «قطعه­ هايي با صداي صديق تعريف (از آلبوم مهتاب)، حسام الدين سراج (آلبوم مسيحا)، امير رفعتي (آلبوم روزهاي خوب)، شهرام ملك زاده (آلبوم خواب شاعر)، هژير مهرافروز (آلبوم آيان)، رضا يزداني (آلبوم خاطرات مبهم) و حسين عليشاپور (آلبوم نامِ تو)» (به نقل از مقاله آقاي اميرحسين خسرو شاهي)

 

شيوه آموزگاري:

اكثر كساني كه با زنده ياد «قيصر امين­پور» كلاس داشته و از تدريس ايشان استفاده نموده­اند،(همچون استاد عزيز جناب آقاي عبدالملكيان اهل نهاوند همدان) اذعان دارند كلاس ايشان همراه مهارت، سنجيده­ گويي، شگردهاي كلامي و علمي بوده و  دانشجويان را با شور و شعف و حرارات در سر كلاس نشانده و دانشجويان اعجار عشق را ديده­اند. به قول خود قيصر:

«هر چند عاشقان قديمي

از روزگار پيشين تا حال

از درس و مدرسه

از قيل و قال

بيزار بوده­اند

اما اعجاز ما همين است،

ما عشق را به مدرسه برديم.»

نگارش، خط زيبا و ممتاز، كشيدن طرح­ها و نقاشي­هاي دل نشين­ بر روي تابلو كلاس، تحليل و بررسي مكاتب ادبي گوناگون ( از شاعران معاصر و سنتي و شعرا و مكاتب ادبي غرب گرفته تا بحث­هاي فرهنگي، اجتماعي و ...) به عنوان نمونه« در سر كلاس براي جذب و دقت نظر دانشجويان برخي از سروده­ها كه خوانندگان بر روي  اشعاري چون «قاصدك» و «زمستان» مثلاً با صداي استاد «شجريان» اجرا شده در كلاس پخش مي­كردند. جايزه دادن «بُن كتاب» و دقت و انسجام در كلاس، توجه خاص به همه دانشجويان و توصيه­اي كه هميشه مي­كرد كه « اعمال كنيد نه اعلام» از ديگر هنرهاي ايشان بود.

 

بخش پاياني:

سخن آخر اينكه زنده ياد امين ­پور از شاعراني است كه علاوه بر جنبه علمي و برجسته دانشگاهي و شعري كه دارد، بخشي از كارها و امورات شعري خود را براي كودكان و نوجوانان سروده است. «كودكانه سرودن» و زبان آنان شدند علاوه بر داشتن «روحي بزرگ» و «لطيف»، تأمل و دردي را طلب مي­كند كه (به نظر مي­رسد) استخوان­ها بايد در اين راه خُرد كرد. شعرهاي او چندين بار در كتاب­هاي فارسي دوره­ي ابتدايي براي دانش­آموزان جهت حفظ ­كردن استفاده شده است. يكي از زيبايي­هاي شعر قيصر علاوه بر ترسيم دفاع مقدس و يادآوري از دوستان نوجوان و بزرگسال شهيدش، لحن كودكي است. احوال خانواده­هاي است كه «بزرگ خانواده» براي جنگ به مرزها رفته است. قطعه­ي «اتفاق ساده» از شاهكارهاي قيصر در مجموعه «به قول پرستو» است كه حقيقتاً شعري است كه همه چيز دارد. به نظر مي­رسد قيصر تمام هنر خود و خلاصه تمام واژه­هاي خاص خودش (واژه­هاي كه دوست دارد) را در اين قطعه ترسيم كرده است و هر بار كه مي­خوانم اشك­هاي ذوقم جاري مي­شود.

 

«اتفاق ساده»


آن روز شيشه­ ها را
باران و برف مي­شست
من مشق مي­نوشتم
پروانه ظرف مي­شست

وقتي كه نامه­ ات را
مادر براي ما خواند
باران پشت شيشه
آرام و بي صدا ماند

در آن نوشته بودي
حال تو خوبِ خوب است
گفتي كه سنگر ما
در جبهه­ي جنوب است

گفتي كه ما هميشه
در سايه­ي خداييم
گفتي كه ما قرار است
اين روزها بياييم

از شوق سطر آخر
مادر بلند خنديد
چشمان مهربانش
برقي زد و درخشيد

يك قطره شبنم از گل
بر روي برگ غلتيد
يك قطره روي شيشه
مثل تگرگ غلتيد

يك قطره از دل من
بر روي دفتر افتاد
يك اتفاق ساده
در چشم مادر افتاد

باران پشت شيشه
آمد به خانه ­ي ما
آرام دست خود را
مي­زد به شانه­ ي ما



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۱۶ مرداد ۱۴۰۰ساعت: ۰۵:۲۲:۱۰ توسط:حسن موضوع: نظرات (0)

اولين برف پاييزي همدان/ روي قله/18 مهرماه99

به نام خدا

اولين برف زيباي پاييزي كه روي قله هاي الوند به طور گسترده نشست در همين مهرماه هجدهم رخ داد. زيبا و باشكوه. ديگه الان حال و حوصله نداريم سرمان را بالا بگيرم كوه را نگاه كنيم. 

امروز هم روز ملي حافظ بود. اصلااصلا چيزي كه مشخص نبود روز بزرگداشت حافظ. اعتبار و آبروي فرهنگ.



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۱۶ مرداد ۱۴۰۰ساعت: ۰۵:۲۲:۰۸ توسط:حسن موضوع: نظرات (0)

شعري از حسين منزوي/پلنگ و ماه

به نام خدا

رابطه پلنگ و ماه و افسانه ي آن و... در شعري از مرحوم حسين منزوي.

خيال خام پلنگ من به سوي ماه جهيدن بود

و مـاه را زِ بلندايش به روي خاك كشيدن بود

پلنگ من ـ دل مغرورم ـ پريد و پنجه به خالي زد

كه عشق ـ ماه بلند من ـ وراي دست رسيدن بود

گل شكفته ! خداحافظ، اگرچه لحظــه ديـــدارت

شروع وسوسه‌اي در من، به نام ديدن و چيدن بود

من و تو آن دو خطيـم آري، موازيــان به ناچاري

كه هردو باورمان ز آغـاز، به يكدگــر نرسيدن بود

اگرچه هيچ گُل مرده، دوباره زنده نشد امّا

بهار در گُل شيپـوري، مدام گرم دميدن بود

شراب خواستم و عمرم، شرَنگ ريخت به كام من

فريبكــار دغل‌پيشه، بهانه­‌اش نشنيـدن بود

چه سرنوشـت غم‌انگيزي، كه كِرم كوچك ابريشم

تمام عمر قفس مي‌بافت، ولي به فكر پريدن بود.



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۱۶ مرداد ۱۴۰۰ساعت: ۰۵:۲۲:۰۶ توسط:حسن موضوع: نظرات (0)

قيصر امين پور/ گفتي كه سنگر ما در جبهه جنوب است.

به نام خدا

«قيصر امين پور» از شاعراني است كه «استاد محمدرضا شفيعي كدكني» هميشه خاطر خواه ايشان بوده و هم استاد و هم شاگرد انس و الفت ديرينه اي با هم داشته اند. شايد يكي از پايه هاي اصلي كلاس هاي روز سه شنبه استاد شفيعي در دانشگاه تهران، همين وجود نازنين مرحوم قيصر بوده است. در هر صورت كاري ندارم كه در همدان يك نفر انسان با فضيلت و آرام و سر به زير و البته مذهبي زندگي مي كند كه بسيار شبيه مرحوم امين پور هست. چند بار به فكر اين افتاده ام كه سر دوستي با ايشان باز كنم ، خجالت كشيدم. بگذريم فصل پاييز شروع شده و ما هم ياد عشق و عاشقي افتاديم. سال 97 در همين آبان ماه بوديم، سالگرد قيصر گذشته بود ولي، سبزي خوردن، باغچه ته كوچه داشت. رفتم آنجا سبزي گرفتم. آمدم خانه باز كردم كه پاك كنم. ديدم شعري نوشته شده كه از كتاب (فكر كنم) چهارم ابتدايي كنده شده بود. شروع به خواندن كردم. هوا هم ابري شده بود و مي باريد. نميدانم هر وقت اين شعر را مي خوانم چرا گريه ميكنم. خوش به حال بچه هاي ابتدايي كه چنين شعرهاي خوبي مي خوانند.

«گفتي كه سنگر ما در جبهه جنوب است.»

آن روز شيشه ها را
باران و برف مي شست
من مشق مي نوشتم
پروانه ظرف مي شست

وقتي كه نامه ات را
مادر براي ما خواند
باران پشت شيشه
آرام و بي صدا ماند

در آن نوشته بودي
حال تو خوبِ خوب است
گفتي كه سنگر ما
در جبهه ي جنوب است

گفتي كه ما هميشه
در سايه ي خداييم
گفتي كه ما قرار است
اين روزها بياييم

از شوق سطر آخر
مادر بلند خنديد
چشمان مهربانش
برقي زد و درخشيد

يك قطره شبنم از گل
بر روي برگ غلتيد
يك قطره روي شيشه
مثل تگرگ غلتيد

يك قطره از دل من
بر روي دفتر افتاد
يك اتفاق ساده
در چشم مادر افتاد

باران پشت شيشه
آمد به خانه ي ما
آرام دست خود را
مي زد به شانه ي ما

 



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۱۶ مرداد ۱۴۰۰ساعت: ۰۵:۲۱:۲۵ توسط:حسن موضوع: نظرات (0)

آقاي مودب /يكي از بهترين معلم دنيا-همدان

 

به نام خدا

«آقاي مودب» معلمي تاثيرگذار و پرورش دهند در زندگي خيلي از بچه هاي همداني بوده و هست. آخرين سال هاي خدمت ايشان در آموزش و پرورش همدان بود كه، محضرشان را درك كرديم. هميشه مي گفت از انگشتانتان كمك بگيريد و حرفه ياد بگيريد. ادبيات درس مي داد و شيريني ادبيات و فارسي در دهانمان ماند كه ماند. اين ابيات زيبا را هميشه از حضرت اجل براي بچه ها مي خواند. در آن زمان همكلاسي ها مي گفتند : «آقاي مودب» خيلي پولدار است... در ضمن با «مصطفي رحماندوست » گويا همكلاس بود. شعر اين بود:

 

نه به اشتري سوارم، نه چو خر به زير بارم

نه خداوند رعيت، نه غلام شهريارم



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۱۶ مرداد ۱۴۰۰ساعت: ۰۵:۲۱:۲۴ توسط:حسن موضوع: نظرات (0)