ریوایس ریوایس .

ریوایس

اسپار باغ

به نام خدا

یکی از بهترین لحظات درک زندگی رفتن در باغ یا زمین و یا صحراییست که آزادانه در آن بچرخی و از سر و کله زدن با طبیعت لذت ببری. البته اگر در کنار بزرگتری هم بالای سرت باشد که دیگر حرف ندارد. البته این برای کسانی است که شاید «خوش نشین» هستند و گرنه کسی که هر روز در باغ است و پای گله شاید هیچ وقت متوجه این خوشی ها نباشد و اصلا این خوشی را نمی خواهد. به هر صورت در عالم اضدادیم.

هر چی گشتیم و گشتیم ندانستم این واژه اسپار از کجا آمده. اصلا کجایی است. لاتین است. پهلویست. مرحوم دهخدا هم ترکیبی معنا کرده.

آیا از spring -  بهار - انگلیسی هاست یا چیز دیگر مشخص نشد ولی لغت اصیل است.

اگر آقای دهخدا زنده بود. حتما پیشش می رفتم و یک ترکیبی را که اردشیر پسر عموی عزیزم به من یادآوری کرد، حتما گوشزد می کردم و میگفتم در لغت نامه جای دهد. چون علامه زیاد اهل شوخی هم بود ، ظرفیتش بالا بود.

البته بی ادبی هم میشود و من جا دارد توضیحی عرض کنم. 

در برخی از جاها مردان تنگ نظر هم هستند. مثلا به باغ طرف ایراد می گیرند/خصوصا سر باغ یعنی اول باغ که جلوی چشم است. این باغ این ایراد را دارد و آنجایش اینطور است. آب ندارد و فلان و فلان صدجور ایراد بی مورد. به لبه های باغ/ ق ر مس سا قی باغ گویند.



برچسب: ،
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۱۶ مرداد ۱۴۰۰ساعت: ۰۵:۲۲:۱۳ توسط:حسن موضوع: نظرات (0)