ریوایس ریوایس .

ریوایس

اذان با موسیقی ایرانی

به نام خدا

این روزها آنقدر عربی زده و مصرزده شده ایم که حتی یادمان رفته است که پیامبر اهل عربستان بوده و قرآن را به سبک حجاز میخوانده است ما امروزه حتا تجوید را از مصریان میگیریم و تجوید عربستانی ها را قبول نداریم. دلایلش خیلی چیزها میتواند باشد ...

اذان در ایران نیز تحت چنین تاثیری قرار گرفته است. در مسابقات اگر به سبک ایرانی اذان دهی از مسابقات حذف خواهی شد. در صورتی که اگر اهل هر جغرافیایی باشی به ملودی های آن محل بهتر ارتباط برقرار میکنی. حال اذان به سبک ایرانی و مخصوصن بیات ترک که همیشه نوید بخش است. در ایران الان اکثر اذان ها به سبک عربی است این خوب است ؛ تجوید بالاست ، لحن دارد اما به نظر بنده روح ندارد . اگر اذان موذن زاده روح بخش است یکی از دلایل اصلی آن روح ملودی ایرانی آن است ، چون مخاطب آن راحت تر با آن ارتباط برقرار میکند. یک اذانی تاج اصفهانی دارد که جذاب است و زیبا ، هوش از سر آدم میپرد ....



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۱۶ مرداد ۱۴۰۰ساعت: ۰۵:۱۴:۱۰ توسط:حسن موضوع: نظرات (0)

روز معلم

به نام خدا

روز معلمان عزیزدر اردیبهشت فرا رسید؛ همراه با نمایشگاه کتاب. دوست دارم اسم برخی از معلمان عزیزم را در اینجا ببرم :

استاد حسین دهقان ؛ معلم قرآن و اخلاق بزرگوار و بزرگوار

استاد علیرضا علیزاده - نظامی و معلم قرآن ابتدایی من. چقدر برای کلاس های قرآن زحمت کشیده است.

احمد آقای طاهری - حافظ قرآن - ترتیل شنیدنی و عاشقانه اش ملکوتی است.

استاد محمد آزادجو : عاشق و اهل بیتی و مداح و ذاکر اهل بیت

و ....




برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۱۶ مرداد ۱۴۰۰ساعت: ۰۵:۱۴:۰۹ توسط:حسن موضوع: نظرات (0)

آزمون دکترا 91

به نام خدا

روز جمعه 25 فروردین 91 برای دونوبت آزمون دکترا رفتم دانشگاه پیام نور همدان . از مسجد سیدالشهداء شهرک مدنی فاز 2 ، سه نفر شرکت کرده بودند : بنده ، رضا دوستی و حامد سلطانی ؛ غرضم این است که به چنین مسجدی افتخار میکنم . از دیشب هم مریض شدم و مجبور شدم ساعتی مرخصی بگیرم . نمیدانم زیر باران ماندم که خیس شدیم و کمی بیمار . در هر صورت برای دوستان عزیز و خواننده محترم آرزوی سلامتی دارم .



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۱۶ مرداد ۱۴۰۰ساعت: ۰۵:۱۴:۰۸ توسط:حسن موضوع: نظرات (0)

خلیل حصری

به نام خدا

استاد محمود خلیل حصری از جمله قاریانی است که کلام خدا را با خضوع و زیبایی خاصی تلاوت می نماید و به قلبها می نشاند . استاد حصری ، اولین کسی بود که فکر قرائت قرآن را توام با صدای خوش در سر پروراند و پس از آن رادیوی مصر،صوت دلنشین قرآنش را از قاهره پخش نمود و البته راهگشای این فکر در استاد،این بیان لطیف و نفیس پیامبر بزرگوار اسلام است که فرمود:«لکل شیء حلیه و حلیه القرآن الصوت الحسن.» یعنی برای هر چیز زینت و زیوری است و زیور قرآن صوت نیکوست.

مرحوم استاد حصری درباره شرح حال زندگی اش می گوید:آغاز زندگی من در قریه شبرالنعله ، مرکز طنطا بوده است؛ و من در آنجا چشم به جهان گشودم و به مناسبت اینکه حرفه پدرم حصیر بافی بوده، مرا نیز مردم به عنوان حصری نامیدند . آنگاه استاد با مکثی کوتاه به یاد دوران کودکی خویش افتاد و بعد از چند ثانیه چنین ادامه می دهد:

پدرم در آن زمان در مغازه ای کوچک به شغل حصیر بافی مشغول بود و من نیز در همان آغاز طفولیت در کنار یاد گیری و پرداختن به حفظ قرآن کریم،در بافتن و فروش حصیر به پدرم کمک می کردم و از این بابت نیز همواره شاد و مسرور بودم و بالاخره از ده سالگی موفق به حفظ تمامی قرآن کریم شدم . و بایستی در اینجا به این نکته اشاره کنم که معلم مکتب خانه ام نقش بزرگی در تربیت و یاد گیری ام در آن سنین داشت که از این بابت من همواره تا آخر عمرم مرهون زحمات و توجهات این استاد دلسوز می باشم؛و البته توجه من به یادگیری و حفظ قرآن کریم برمی گردد و به روایات رسیده از رسول گرامی اسلام صلی الله علیه واله که در این باره فرموده اند : «حاملان قرآن کسانی هستند که مشمول رحمت خاص خداوند متعال که در نور الهی غوطه ورند و هر که با آنان دشمنی نماید با خداوند دشمنی نموده است و هرکه با خدا دشمنی نماید با حاملان قرآن دشمنی نموده است » تا خداوند متعال می فرماید : « ای حاملان قرآن خود را به رحمت خدا نزدیک نمایید بوسیله تجلیل از قرآن تا خدا در محبت خود نسبت به شما بیفزاید

آنگاه استاد به چگونگی و نحوه آشنایی خود با مرحوم استاد مصطفی اسماعیل و شیخ محمود علی البناء اشاره نموده و در این باره می گوید : من به همراه شیخ مصطفی اسماعیل و شیخ محمود علی البناء در مؤسسه الاحمدی واقع در زادگاهم در نزد استاد ابراهیم سلام اشتغال به تعلیم علوم قرائت و اصول آن نمودم و در این مدت که تا سال ۱۹۴۰ میلادی به طول انجامید تنها وسیله رفت و آمد من به دلیل صعب العبور بودن جاده ها در آن موقع قدمهای من بود که در طول مسیر ، شیرین‌ترین آیات قرآن را انتخاب نموده و زیر لب زمزمه می کردم . و بالاخره در انتخاباتی که در سال ۱۹۴۴ میلادی برای شناسائی بهترین قاری قرآن در رادیو مصر برگزار شد،من از بین ۲۰۰ نفر قرائی که در حضور کمیته ای مرکب از مرحوم استاد مصطفی رضا و استاد شیخ الصباء و شیخ القراء آن موقع مصر تشکیل شد ، رتبه اول را احراز نمودم . و این نقطه عطفی بود در تاریخ زندگی ام ، چرا که بعد از این موفق شدم تا آوای دلنشین قرآن کریم را از طریق امواج رادیو در اختیار مشتاقان و شیفتگان کلام حق قرار دهم و این تحولی بود در زندگانی ام .

آنگاه استاد محمود خلیل الحصری ، شرح حال زندگانی خویش را این طور ادامه می‌دهند :

من پس از ۵ سال قرائت در رادیو ، به سمت قاری مسجد الاحمدی واقع در زادگاهم طنطا تعیین شدم و سپس در سال ۱۹۵۰ میلادی به جانشینی مرحوم استاد شیخ السیفی قاری مسجد الحسین منصوب گشتم و به سال ۱۹۶۵ میلادی به سمت مشاور امور قرآن کریم در وزارت اوقاف مصر منصوب شدم و یک سال بعد در جشن دانش به سبب حفظ کل قرآن کریم به روایت حفص و ورش و به سبب دیگر تالیفاتم در زمینه مسائل قرآن کریم به نشان درجه اول علوم و فنون نائل گشتم .

استاد حصری درباره خصوصیات یک قاری قرآن می گوید : کسی که کلام الهی قرآن را تلاوت نماید ، اولاً می بایست به احکام قراءات و مکانهای وقف و اصول تجوید و ادای کلمات قرآنی تسلط کامل داشته و از صدای زیبا و دلنشینی برخوردار باشد که بتواند قرآن کریم را با صوتی خوب و الحانی که دراین مقام الهی است، تلاوت نماید. لذا قاری قرآن باید دارای صوتی خوش و قدرت بیان و آشنای به قواعد و اصول علم تجوید و توانایی حسن ادای حروف را داشته باشد تا بدین ترتیب ، یک آهنگ طبیعی در تلاوت قرآن بوجود آید که بالاتر از هر آهنگی بوده و همراه با کلام خدا باشد ؛ و این ، شنونده را مجذوب و مبهوت کلام خدا می گرداند . و در مورد صدا باید به این نکته اشاره نمود که اصوات قاریان قرآن ، انواع و اقسام گوناگونی دارد که برای هر کدام از آنها نیز شیفتگانی وجود دارد بطوری که مثلاً در میان اساتید و قراء معروف جهان ، مرحوم استاد محمد رفعت دارای صدایی خوب ، و مرحوم استاد السیفی ، دارای حسن ادای حروف بودند؛ و البته قراء ممتاز دیگر نیز در زمینه الحان و آهنگ و صوت نظیر استاد علی محمود و استاد عبدالفتاح شعشاعی و مرحوم استاد مصطفی اسماعیل مطرح بودند .

استاد خلیل حصری در باره مسافرتهای خود به کشورهای اسلامی چنین می گوید : من اولین قاری بودم که به خارج مسافرت نمودم و به سال ۱۹۶۰ میلادی به همراه جمال عبدالناصر به کشورهای هند و پاکستان مسافرت نمودم و پس از آن برنامه اعزام هیئتهای دینی برای قرائت قرآن در جهان اسلام به مورد اجرا گذاشته شد که من نیز جهت مسافرتهای دینی در سال ۱۹۶۱ میلادی به همراه شیخ محمد شلتوت ، مفتی اعظم مصر به کشورهای پاکستان ، اندونزی ، مالیزیا ، فیلیپین و هنگ کنگ سفر نمودم . و در سال ۱۹۶۵ میلادی به مدت ۱۰ روز در مسجد پاریس به تلاوت قرآن پرداختم که به حول و قوه الهی،پس از استماع کلام خدا،۱۰ نفر از فرانسویان مسیحی به دین اسلام مشرف شدند ، و اینجاست که عظمت و نورانیت این کتاب اسمانی مشخص می شود که می تواند آنچنان تاثیری داشته باشد که حتی در قلب مردم کشورهای اروپایی غیر مسلمان تاثیر گذاشته و آنان را به دین مبین اسلام رهنمود سازد . البته من به برخی از کشورهای دیگر جهان و بویژه به اکثر کشورهای عربی سفر کردم و بایستی در اینجا متذکر شوم که در همه این کشورها ، قراء و اساتید قرآن به حد کافی وجود نداشته است و این امر سبب عدم الفت مردم به شبهای قرائت قرآن شده است ، در صورتی که در کشورم اینچنین نبوده و همین امر باعث گشته است که تعداد زیادی از مردم به تلاوت قرآن روی آورده و قراء صاحب نامی به جهان اسلام تقدیم نماید . البته این نکته را نبایستی از خاطر دور ساخت که در کشورهای عربی بجز مصر ، به قراء و اساتید قرآن کریم آنطور که شایسته است توجهی نمی شود که این مسئله جای بس تاسف دارد .

آنگاه استاد اشاره می کند : من بیشتر کشورهای اسلامی و غیر اسلامی همچون آمریکا ، کانادا ، فرانسه ، سوئیس و چین را دیدن نمودم و مسلمانهای این کشورها با پخش تلاوتهایی از قرآن کریم با صدای من ارتباط برقرار کردند و این ارتباط تبدیل به دوستی محکم دینی و اسلامی شده است .

استاد درباره بازدید خود و مسافرت به نیویورک چنین می گوید : من بنا به دعوت استاد عثماوی و برای قرائت قرآن به نیویورک مسافرت نمودم و در مسجد بزرگ نیویورک و دیگر ایالات آمریکا نظیر نیوجرسی و مسجد وابسته به مرکز اسلامی واشنگتن و لوس آنجلس نیز به تلاوت قرآن کریم پرداختم . همچنین در شهر هوستون در ساختمانی که برای بر پا داشتن شعائر دینی ساخته شده است ، تلاوت قرآن نمودم و در دانشگاه سانتریس و شکاگو و دانشگاه ایرا به تلاوت قرآن پرداختم . و خوشبختانه در این مسافرت موفق شدم به یاری حرمت قرآن و تلاوت انوار الهی ۱۸ نفر مرد و زن مسیحی آمریکایی را به دین مبین اسلام دعوت نموده و این افتخار، بالاترین نعمتها و مباهات برای خویش در تمامی طول زندگانیم می دانم و لازم به یادآوری است در میان آنها سه نفر مهندس و دو نفر پزشک وجود داشت . و به همین سبب پیشنهاد می کنم همراه با هیئتهای دیپلماسی از سوی کشورهای اسلامی مامورین دینی تحصیل کرده جهت تبلیغ اسلام و به دست آوردن طرفداران اسلام به کشورها اعزام شوند که البته کشور مصر از پیشتازان اعزام قاریان قرآن به کشورهای اسلامی می باشد .

استاد حصری می گوید : مصر اوّلین کشور اسلامی است که به تأسیس رادیو قرآن همّت گماشته و نوار های قرآن کریم را با قرائت ترتیل تنظیم نموده است .

استاد حصری در سال ۱۳۹۰ هجری مسافرتی به کویت داشته و قرآنی را ملاحظه می‌کند که یهودیان آن را چاپ کرده بودند پس از مطالعه معلوم می شود اسرائیلیها در آن تغییراتی بوجود آورده اند ، گاه کلماتی را حذف و در مواردی به جای کلمه ای کلمه دیگری قرار داده اند ، به عنوان نمونه آیه ۱۸ سوره نساء را که به این صورت است : « یا َایها الذین آمنو لا یَحلُ لَکُمْ ان تَرثوا النَساءَ کَرهاً » یعنی : « ای کسانی که ایمان آورده اید برای شما حلال نیست زنان را به اکراه و اجبار به عنوان ارث بگیرید » . لازم به توضیح است که در زمان جاهلیت یعنی پیش از ظهور دین مقدس اسلام چنانچه مردی از دنیا می رفت ، ورثة او جامه ای را بر سر همسرش می افکندند ، و او را بدون رضایتش به عنوان ارث تصاحب می کردند ، و آن زن دیگر حق شوهر کردن نداشت ، و خداوند حکیم به موجب این آیة مبارکه ، این رفتار و عمل آنها را حرام کرد . یهودیان،کلمه «لا» را در این آیه حذف کرده بودند که معنای آن پس از تحریف چنین می شود : « ای گروندگان بر شما حلال است که زنها را با کراهت و عدم رضایت ایشان به ارث بگیرید » . دیگر آیة ۴۲ سوره نساء : « یا اَیها الذینَ آمنو لا تَقربوا الصلاه وَ انتم سکاری »یعنی : « ای کسانی که ایمان آورده اید به نماز نزدیک نشوید در حالی که مست باشیدـ در حال مستی نماز نخوانیدـ که کلمه «لا» را حذف کرده بودند و معنای آن ، پس از تحریف چنین می شود : « ای گروندگان در حال مستی نزدیک نماز شوید و نماز بجا آورید » . و نیز آیة ۶۳ سوره مائده : « و قالت الیهود یدالله مغلوله غلت ایدیهم و لعنوا بما قالوا » یعنی : «یهودیان گفتند که دست خدا بسته است ، بسته باد دستهای ایشان و لعنت بر آنها به سبب گفته ایشان باد » که معنای آن پس از تحریف چنین می شود : « یهودیان گفتند که دست خدا بسته است،بسته باد دستهای ایشان و به آنچه گفتند ایمان آوردند » . بعد از این ، استاد آشفته شد ، و بعد از تفحص و تحقیق معلوم شد که این قرآن توسط اسرائیل تحریف شده و به چاپ رسیده است .

اما چون خداوند متعال در سوره حجر،آیة ۹ فرموده است :« انا نحن نزلنا الذکر و انا له لحافظون » یعنی : « ما قرآن را نازل کرده ایم و ما حافظ آن هستیم » لذا توطئه دشمنان آشکا گردید و خنثی شد . و این جا به اهمیت حفظ قرآن که سفارش رسول اکرم صلی الله علیه آله و ائمه معصومین علیهم السلام می باشد پی می بریم. و چون استاد حصری حافظ قرآن بود متوجه این مسئله شد ، و از آنجا تصمیم گرفت که تمام قرآن را به صورت ترتیل ضبط کند ، و او اولین کسی بود که قرآن را به صورت ترتیل خوانده است. شیخ محمود حصری پس از مطالعه قرآن محرف یهودیان ردی بر آن نوشته و در تمام کشورها و نقاط جهان منتشر نمود که این عمل او مبارزه ای بر ضد یهود به شمار می رود و بی آبرویی و خیانت اسرائیل بر مردم جهان را آشکار می سازد .

استاد خلیل الحصری علاوه برگنجینه های بیشماری که در علم قرائات قرآن در میان ما به یادگار گذارده اند دارای تالیفاتی بسیار ارزنده در زمینه علوم مختلف علم قرائت می باشند که از جمله آن ها می توان به کتاب معالم الاهتداء اشاره داشت که در زمینه شیوه قرائت و تفسیر آیات تالیف شده است ایشان پس از انقلاب اسلامی ایران به کشورمان مسافرت هایی داشتند که در ضمن آن شهر های مختلف ایران و نیز مسجدالجواد واقع در خیابان هفتم تیر تهران و همچنین در قم در محضر آیت الله شاهرودی به تلاوت قرآن کریم پرداختند . ایشان از جمله مدرسین و اساتید برجسته دانشگاه الازهر مصر و نیز مشاور عالی در رادیو قرآن این کشور بوده اند که بارها به دریافت نشانهایی شایسته نایل شده اند .

استاد خلیل الحصری دانشمند ارجمند و گرانقدر سرانجام در سال ۱۳۹۰ ه.ق. در شهر قاهره چون ستاره ای پر فروغ از آسمان مشاهیر قرائت قرآن افول کرده جهان را در مصیبت از دست دادنش سوگوار ساخت مردی که از خدمات ارزنده عاشقان کلام الهی تا ابد تجلیل خواهند کرد .استاد حصری در سال ۱۳۹۰ هجری قمری در مسافرتی که به کشور کویت داشت درگذشت . (منبع سایت قاریان)



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۱۶ مرداد ۱۴۰۰ساعت: ۰۵:۱۴:۰۷ توسط:حسن موضوع: نظرات (0)

شاعری بهار

به نام خدا

ملک الشعرای بهار در مجلسی بود؛  قرار شد از طبعش امتحان به عمل آید .

چهار اسم را تعیین کردند که بهار در دو بیت هر چهار را بیاورد.آنها عبارت بودند از

تسبیح، چراغ، نمک ، چنار
ملک الشعرا سرود :

با خرقه و تسبیح مرا دید چو یار ///  گفتا زچراغ زهد ناید انوار
کس شهد ندیده است در کان نمک  /// کس میوه نچیده است از شاخ چنار
بعد اسامی  : ( خروس، انگور، درفش، سنگ) را مطرح کردند .
بهار سرود:
برخاست خروس صبح برخیز ای دوست ///خون دل انگور فکن در رگ و پوست
عشق من و تو قصه ی مشت است و درفش/// جور من و دل صحبت سنگ است و سبوست
دیگری گفت :
اگر استاد کلمات ( گل رازقی، سیگار، لاله، کشک)را که خیلی دور از مفهوم یکدیگرند
در شعر بگنجاند همه به برتری وی اذعان خواهیم کرد
ملک الشعرا پس از لحظه ای سرود:
ای برده گل رازقی از روی تو رشک /// در دیده مه زدود سیگار تو اشک
گفتم که چو لاله داغدار است دلم  /// گفتی که دهم کام دلت یعنی کشک
جوانی حاضر بود گفت:
شاید استاد ابیات خوانده شده را قبلا سروده باشند.
اگر ( آیینه، اره، کفش، غوره) را در یک رباعی آورند دیگر کسی را جای تردید باقی نخواهد ماند .
و بهار چنین سرود:
چون آینه نور خیز کشتی احسنت*چون اره به خلق تیز احسنت*
در کفش ادیبان جهان کردی پای*غوره نشده مویز گشتی احسنت*
سئوال کنندگان از بی ادبی خود شرمسار شدند وحاضرین به استادی بهار آفرین گفتند .

این داستان محبوبیت و توانایی بهار را در عالم شعر میرساند . شاید هم واقعی نباشد



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۱۶ مرداد ۱۴۰۰ساعت: ۰۵:۱۴:۰۶ توسط:حسن موضوع: نظرات (0)

کارگاه آواز همدان

به نام خدا

با سلام ، چند ماهیست به همت حوزه ی هنری همدان و علی الخصوص برادران زندی کارگاهی با عنوان آواز در همدان واقع در سینما قدس هر دو هفته یکبار شنبه ها برگزار میشود . این هفته شخصی موسوم به صفاریان یک مقاله ای خواند که اولاً فرمودند ؛ فالش نگویید بگویید فالس . بعد در مورد خوانندگان قدیم ؛ ایرج و گلپا و دلکش و ظلی و... صحبت های را عنوان کرد . بعد داشت میگفت یک فردی هست که قاری بوده و نوحه خوانده و بعد از انقلاب هم برای او شده و بخت و اقبال نیز همراه او بوده است ؛ چند نفری گفتند : این خزعبلات چیست ؟ این فرد نادان است والبته خیلی آهسته و .... ایشان ادامه داد که این فرد جویده خوان است و آواز ایرانی را خراب کرده و خیانت کرده است، روح تعزیه به موسیقی ایرانی داده است بعد از کارگاه به رضا عزیزی گفتم: نوشته های این مرد را بگیر تا حداقل یک جوابی به این مرد بدهیم ، درون کارگاه که ما همه صمن بکم نشسته و هیچ نگفتیم و این فرد هم هر چه دلش خواست گفت ؛ بزرگترها هم که احتمالا همه اهل ایرج و گلپا هستند ؛ اینجوری یک کمی دلشان خنک شد که این غول آواز ایرانی را کمی به سخره گرفتن . عزیزی گفت : باشد . مقاله را از جمشید صفاریان خواست اما با اکراه داد و بعد بهانه آورد که میخواهد در مجله ؟ چاپش کند و شما در آنجا بخوانید . بعد گرفتش .

و اما.... منظور این بود که گاهی انتقاداتی میکنند که آدمیزاد میماند که کی راست میگه و کی دروغ .والله اعلم بالصواب

بعد از کارگاه در کنار سینما توی خیابان بوعلی آقای اسلامیان و بنده و رضا و آقای دهقان (اهل تویسرکان) در مورد صحبت های صفاریان صحبت کردیم . اسلامیان میگفت صددرصد موافقم با مقاله ی ایشان - یعنی توهین به شجریان . او فرصت طلب است ، خیانت کرده ، کسی را تحویل نمیگیرد ، موهاش رو رنگ میکند ، دختر 20 ساله برای گروهش میاورد ، این جور نیست که نشان میدهد ، دکانی به اسم دل آواز درست کرده ،  من با دوستام رفتیم پیش گلپا به ما گفته آبجو میخورید یا چایی؟ این شجریان فلان است و بهمان . ما هم دیدیم خیلی دلخور است و چاقو بهش بزنی خونش درنمیاد و چرت میگوید بی خیال شدیم فقط گفتم یکی از این اساتید که گفته شد کاش میتوانست یک کاست مانند : دل مجنون یا دستان یا یاد ایام یا ... کاش میتوانستند به وجود آوردند .... باز نمیدانم قضاوت با شما .



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۱۶ مرداد ۱۴۰۰ساعت: ۰۵:۱۴:۰۵ توسط:حسن موضوع: نظرات (0)

جایگاه تحریر در آواز ایرانی

به نام خدا

این مقاله را بنده از سایت ایران صدا گرفتم و نمیدانم از کدام بزرگوار است ؛ به هر روی برای مطالعه بسیار در خور توجه .

جایگاه تحریر در آواز ایرانی:

گرداندن و غلت دادن صدا در گلو (حنجره) را تحریر گویند. به عبارت دیگر تحریر صوتی آهنگین را گویند که از عبور هوا و ارتعاش تارهای صوتی بوجود می آید و آوازخوان بدون تلفظ حرف و کلام، نغماتی را در حرکتی از حرکات الفبا ( اَ، اِ، اُ، آ، او، ای) می خواند. و یا اگر ساده تر بگوییم تحریر همانست که عوام (افرادی که از اصول و قوانین موسیقی بی اطلاعند)به آن چهچهه و یا زنگوله می گویند. جالب اینکه این افراد، توانایی و تسلط آوازخوان را با تحریر محک می زنند و هرچه مدت زمان اجرای تحریر بیشتر باشد خواننده را استادتر و مسلط تر می دانند، آنهم تحریرهایی که از تکرار یک نت با نت بالایی یا پایینی اش بوجود می آید و از لحاظ تکنیکی، فاقد ارزش است( در آوازهای اواخر گلپایگانی اینگونه تحریرها بیشتر به چشم می خورد.) برای اثبات این گفته شما آواز بلبل را بشنوید، هیچگاه در تحریرهایش حالت یکنواختی وجود ندارد. آوازی که هزاردستان سر میدهد از تحریرهای متنوع تشکیل یافته بدینصورت که در یک تحریر نزدیک به ده حالت مختلف را میتوان مشاهده کرد. خوانندگان قدیم سعی می نمودند به تحریر امکان بیشتر دهند. به همین جهت بلبل را سرمشق خود قرارداده و تنوع تحریر را از این پرنده خوش آهنگ آموخته اند. پس بایستی قبول کنیم که تحریر هر چقدر متنوع و دارای حالت مختلف باشد به زیبایی و قدرت آن افزوده خواهد شد.
تحریر از مختصات آواز ایرانی است و برای تزئین اشعاری که یک آوازخوان می خواند بکار میرود و همان نقش تذهیب حواشی یک اثر خوشنویسی را دارد. قوام موسیقی شرقی، خصوصا موسیقی سنتی ایرانی بستگی به انواع تحریرها دارد که در ذیل به آنها اشاره می کنیم. موسیقی بدون تحریر، آسان پسندی و عامیانه کردن آن است. تفاوت اساسی موسیقی اصیل با موسیقی ساده و سبک مبتذل، در داشتن تحریرهای طبیعی و موهبتی خوش انسان است که برای فراگیری دقیق آن باید سال ها زانوی شاگردی و تلمّذ زمین زد.
البته آوازخوانهایی هم بودند که در آوازشان از تحریر به مراتب کمتر استفاده کرده و بیشتر در آوازشان  تحریرهای دهنی بکار برده اند و بخوبی از عهده ی اجرای رموز و عملیات آواز برآمده اند. این شیوه ی آوازخوانی  در تعزیه خوانی کاربرد فراوان دارد و بسیار هم مورد پسند است .

 

انواع تحریر:


1- چکّشی : تحریری است که از تکرار یک نت با خودش ( برای مثال در تحریر گوشه ی زابل مشاهده می شود) یا با نتهای دیگر ( در تحریر نوروز در گوشه های راک به چشم می خورد) بوجود می آید که فاصله ی میان این تکرارها وجود دارد . این تحریر همانطور که از نامش پیداست همانند چکشی عمل می کند که بر چیزی کوبیده شود. بسیاری از آوازخوانان تحریر چکشی را اجرا کرده اند ولی این تحریررا بایستی از اقبال آذر و سید احمد خان شنید.

2- بلبلی : تحریری است که از تکرار یک نت با خودش یا با نتهای دیگر بوجود می آید که فاصله ی میان تکرار این نتها بسیارکم است. به عبارتی تحریر بلبلی همان اجرای سرعتی تحریر چکشی است. اقبال آذر- طاهرزاده و رضا قلی ظلـّی از این تحریر بیشتر و بهتر استفاده کرده اند.


3- زیر و رو : همانطوری که از اسمش پیداست این تحریر از تکرار نت اصلی با نت بالایی و یا نت پایینی خود بوجود می آید. صداهای با دانگ و گستره ی بالا با اجرای این نوع تحریر مناسبت بیشتری دارند. در آوازهای طاهرزاده این تحریر بیشتر به چشم می خورد.

تحریرهای« یکی دوتا، یکی سه تا و دوتاسه تا » همگی از نوع تحریر زیر و رو هستند.

4- غُنـّه : تحریرهایی که از بینی خارج می شود و شفافیت صدا بوسیله ی بینی، خفه یا کدر می شود. برای مثال تحریری که بر روی حرف « ای » شکل می گیرد از نوع تحریر غنـّه می باشد که اجرای این تحریر کمی مشکلتراست و تمرین بیشتری را می طلبد.

5- آکساندار ( آکسان به معنی سکوت ) : تحریری که دارای سکوت می باشد. نمونه ای بارز از این تحریر در کاست « نوا - اجرای استاد شجریان» - گوشه ی نغمه- قبل از شروع بیت « گفتی زخاک بیشترند اهل عشق من / از خاک بیشتر نه که از خاک کمتریم » اجرا شده است.

6- ضربی : تحریری است که نسبتا" به سایر تحریرها برتری دارد و دارای نظم و ترتیب خاص خود را دارد و آن ترتیب خاص، همان دارا بودن ضرب با متری مشخص ( غیر آزاد ) می باشد. این نوع تحریر به علت مشکل بودن، میان آوازخوانان چندان مرسوم نیست و شرایطی خاص برای اجرای این تحریر وجود دارد : 1- آشنایی کامل با اصول و قوانین ضرب -2- حنجره ی آوازخوان قدرت اجرای همه ی تحریرها را داشته باشد. -3- آشنایی آوازخوان با چهارمضرابها، رنگ ها و قطعات ضربی که توسط نوازندگان در دستگاهها و آوازها اجرا می شود. -4- تمرینات مداوم و تعلیم گرفتن از استاد آواز با صلاحیت و آشنا با اصول آواز .

برای مثال در تصنیف خزان عشق ( اجرای بدیع زاده) در بیت«تا کی بی تو بود/ از غم خون دل من»که با اجرای این تحریر بصورت « تاهاها که هِه هِی بی هی هی تو بود/اَ هَه هَز غَه هَه هَم خو هو هون دل من» خوانده شده است. در کارهای اخیر شهرام ناظری هم تحریرهای ضربی به چشم می خورد.

7- فلکی: در ساختار این تحریر آوازخوان سعی دارد چرخشهای ویژه ای را در پرده های مختلف با حالات مختلف، در تحریر و صدای خویش نمایان کند بدین صورت که گردشها و روند ملودیک آن شبیه چرخ دوّاری است که در گرداگرد آن، دنده هایی تعبیه شده و در هنگام گردش هر کدام از این دنده ها سبب تحریک نقطه ای شده و شکل تحریر را تنوع ببخشد.این نوع تحریر در آوازهای سبک اصفهان بیشتر به چشم می خورد.

تحریر فلکی را کُرکُری (مرغی است با آواز خاص خود که به مرغ مینا نیز شهرت دارد) و شاورک نیز می گویند.

8-  مقطـّع : تحریرهایی کوتاه و بریده بریده که غالبا" صداهایی با گستره ی کم ( معروف به دو دانگ ) با این نوع تحریر مناسبت دارند. عارف قزوینی در اجرای این تحریر مهارت داشته است.
9- هلهله : در میان زنجیره ی تحریرهای متنوع و با رجوع به شیوه ی کار آوازخوانان قدیمی( اقبال آذر، سید احمد خان، قلی خان شاهی، علی خان نائب السلطنه و...) نوعی تحریر به چشم می خورد که برای ساختار آن از ادوات تحریر نا مفهوم استفاده شده است، مانند : هارادای، هارالالا، هله له له، دادادادا، هِرله لِی و... که در اجرای اینگونه تحریرها، آوازخوان بیشتر تحت تأثیر احساسات و روحیه ی درونی خویش قرار گرفته و سعی بر آن دارد که تحریری را شکل دهد بدون اینکه به مفهوم کلمه بکار برده شده توجه داشته باشد.

10- خورده تحریر : به تحریرهای تزئینی که در آخر کلمات و جملات موسیقی برای اتمام ملودی بکار میرود، گفته می شود. این نوع تحریر را تمام آوازخوانان کم و بیش در آوازهای خود بکار برده اند.

ادوات تحریر:

1- حروف شش گانه مُصوّت ( اَ، اِ، اُ، آ، او، ای)که توسط آوازخوان در ابتدای شروع هر تحریر ادا می شود و تحریر بر اساس این حرکات به روند خود ادامه می دهد، بعنوان مثال تحریرهای: آهاهاها..، اُهُـ هُـ هُـ.. و...

2- کلماتی از قبیل: ای، امان، حبیب من، محبوب من، امیدمن، جانم و...که آوازخوان با سلیقه و مناسبت های ملودیک به شعر اضافه می نماید.لازم به ذکر است که برای زیبایی هرچه بیشتر آواز، بهتر است از این کلمات استفاده نشود ویا بسیار کم استفاده شود.از جمله کسانی که مخالف افزونهای شعری بود میتوان به استاد محمود کریمی اشاره کرد ولی در آوازهای اکثر آوازخوانان این کلمات به وفور دیده می شود.

نظریه هایی در رابطه با استفاده از کلمات فوق به هنگام اجرای تحریر:
-
احساسی شدن آواز و درآمدن آواز از حالت خشکی

-
در اکثر مواقع، حالت ملودی و نغمه با تمام شدن شعر به پایان نمی رسد و آوازخوان الزاما" به طرزی استادانه و بنا به سلیقه ی خود، با یکی از افزونهای شعری، ملودی خود را به پایان می رساند.



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۱۶ مرداد ۱۴۰۰ساعت: ۰۵:۱۴:۰۴ توسط:حسن موضوع: نظرات (0)

در مورد حرف ضاد قسمت اول

دیدم  به بصره  دخترکی  اعجمی  نسب                         روشن نموده  شهر به  نور جمال خویش

می خواند درس قرآن درپیش شیخ  شهر                      وزشیخ ، دل ربوده  به غنج ودلال خویش

می داد  شیخ ، درس   ضلال مبین   به او                   وآهنگ  ضاد   رفته  به  اوج  کمال خویش

دختر نداشت طاقت گفتار حرف  ضاد                          با آن دهان کوچک غنچه مثال خویش

می داد شیخ  را به   دلال مبین    جواب                       وان شیخ  می نمود  مکرر مقال  خویش

گفتم  به  شیخ    راه  ضلال  اینقدر مپوی                     کان شوخ منصرف نشود از خیال خویش

بهتر  همان بود  که    بمانید     هردوان                     او دردلال خویش و تو اندر ضلال خویش

                                                                                                                                                                                                                 ملک الشعراء بهار



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۱۶ مرداد ۱۴۰۰ساعت: ۰۵:۱۴:۰۳ توسط:حسن موضوع: نظرات (0)

آوازهای ایرانی

به نام خدا

1-   بیات ترک یا همان بیات زند : تغییر حکومت ها حتا بر روی موسیقی نیز تأثیر خواهد گذاشت . مرحوم عارف میگوید بیات ترک همان بیات زند است ولی خودشرین ها دربار قاجار نام آن را تغییر داده اند نفوذ موسیقی دانان درباری - . بیات ترک آوازی معنوی ، قدسی ، و به قول استاد ؛ نوید بخش ؛ هر لحظه به مخاطب میگوید بیا تا در آسمان ها نفوذ کنیم و حقیقت را کشف کنیم و با او بتوانیم صحبت کنیم .

2-     ابوعطا : میگویند برای افکار فلسفی و لحظات خوب است که انسان از کجا آمده و به کجا خواهد رفت ....

3-     افشاری : متنوع و رنگارنگ ، همیشه یادآور ماه رمضان خواهد بود و چقدر شیرین است .

4-   دشتی : برای دوری و فراغ دوستان و یاران و دوری از آن یار همیشگی . حضرت زینب (س) همیشه در دشتی نوحه سر خواهد داد .

5-   بیات اصفهان : مشتق شده از دستگاه همایون . اصفهان گویا از بالا به پایین نگاه کردن است ، گویا که ملودی مخصوص فرشتگان و پریان است .

- همگی این 12 مورد هم دستگاه هستند و هم آواز و هم هیچکدام . اسم ها گاهی اوقات دهن ها و حتا دست ها را میبندند .



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۱۶ مرداد ۱۴۰۰ساعت: ۰۵:۱۴:۰۰ توسط:حسن موضوع: نظرات (0)

7 دستگاه و 5 آواز موسیقی ایران

به نام خدا

7 دستگاه موسیقی ایران

1- دستگاه شور : آنقدر گسترده است که خودش 4 آواز را در برمیگیرد ( بیات ترک - دشتی - افشاری و ابوعطا ) انسان را بیشتر با طبیعت ، کوه ، درخت و بیابان نزدیک میکند به همین دلیل است اگر در مسافرت شور گوش کنیم خیلی لذت خواهیم برد . هر ایرانی بخواهد با خودش تنهایی زمزمه کند حتمن در شور برای دلش خواهد خواند هر چند موسیقی نیز بلد نباشد .

2- دستگاه ماهور : عزیزترین لحن ایرانی ، صمیمی و نشاط آور و غرور آفرین بنابراین اگر در این دستگاه بتوانی قرآن یا مناجات کنی از شوق گریه ها خواهی کرد .

3- دستگاه همایون : سنگین ترین و با صلابت ترین آواز ایرانی است ، به قول مرحوم خالقی مانند پیرمرد با تجربه ایست که از گذشته برای انسان حکایت میکند و در این حکایت ها چه درد ها که نهفته و پنهان است . 

4- دستگاه نوا : نزدیک به شور است ناله های نازنین یک عاشق است که واقعن مینالد ولی چقدر امیدوار و سنگین است .

5- دستگاه راست پنجگاه : نازنین ترین و با حیاترین آواز ایرانیست . نزدیک ماهور است ولی با حالت های خاص خودش .

6- دستگاه چهارگاه : قوی و سربلند و قلدور ولی آگاه و تأمل برانگیز .

7- دستگاه سه گاه : حزن درونی آن باعث عشق و بیداری میشود ؛حس حرکت و افتخار به بودن .

در آینده آوازها را نیز خواهم نوشت .



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۱۶ مرداد ۱۴۰۰ساعت: ۰۵:۱۳:۵۹ توسط:حسن موضوع: نظرات (0)