قضيه ي ريش، چادر و گوش شكسته ها :
در اين ايام كه همه چيز از گيجين و جايگاه خود بيرون آمده است، شاهد اين هستيم كه نادانان روزگار ما چه در عرصه هاي فرهنگي و سينمايي ، آداب و فرهنگ مردم را نشانه رفته(اگر اين موارد كه ميخواهم اشاره كنم جزو فرهنگ مردم بشود شناخت) و هر كاري دلشان ميخواهد ميكنند و هدف ها در هاله اي از گرد و غبار فرو رفته است. براي مثال افراد تبهكار و يا معتاد كه ميخاهند لاغري صورتشان معلوم نشود و يا اعدامي ها در حال بالا رفتن از چوبه ي دار يا لباس بسيجي دارند يا يك ريش دارند به اندازه ي روحاني محل، يا هر فرد كه در اداره هاي ما ميخاهد سمت بگير يا مسجد اداره ميرود و يا يك ته ريشي ميگذارد و كت و شلواري هم ميپوشد، البته برخي ها هم بدجوري به چفيه گير داده اند. به چادر زنان كه برسيم ميبينيم در طرح جمع آوري اراذل اوباش تمامي زنان فاسد و معتاد چادر هايي ميپوشند كه دختران حوزه ي علميه هم چنين حجابي ندارند و وقتي هم به دادگاه مي آيند خوب چادري هستند و البته برخي از زنان خياباني هم براي اينكه ريا نشود و بگويند ما خيلي خوبيم چادر و مقنعه را به كناري گذاشته و گفته " پري رو تاب مستوري ندارد". و اما بد بختي جديدن باب شده هر پدر سوخته و عربده كشي كه دماغش را هم نميتواند بالا بكشد و دست چپ و راستش را از هم باز شناسد؛ يا گوشش را ميشكند ؛ يا در سينما و تلويزيون عربده كش ، دزد ، معتاد را براي اينكه خطري تر نشان دهند گوشش را شكسته جلوه ميدهند كه اين هم از نشانه ي اوباش بودنش هست، در صورتي كه از قديم به رفقا ي كشتي گير ميگفتند كه هركس گوشش شكسته باشد مسئوليتش در اجتماع بيشتر است و بايد حواسش جمع باشد. الحمدالله همه چيز برعكس شده و كار به كجا ميخواهد برسد خدا ميداند .
برچسب: ،